تعاوره آفاتها و همومها * و كم ما عسى يبقى لها المتعاور
فلا هو مغبوط بدنياه آمن * و لا هو عن تطلابها النّفس غادر
: « و آنچه جويندهء دنيا در هر شب و روز بنا نهاد ، رنجهايش صبح و شب بر او وارد مىشود .
دنيا ، آفات و غمهاى خود را پياپى به او مىرساند ، و چه بسا كه آن شخصى كه دستخوش بىامان گرفتارىها است ، از پاى در آمد و باقى نماند .
بنابراين ، نه آن جويندهء دنيائى كه مورد حسرت ديگران است ، از فناى دنيا ايمن است ، و نه او را حيله و چارهاى در برابر سختىها و رنجهاى دنيا است » .
كم غرّت من مخلد اليها ، و صرعت من مكبّ عليها ، فلم تنعشه من صرعته ، و لم تقله من عثرته ، و لم تداوه من سقمه ، و لم تشفه من المه
: « چقدر دنيا آن كس را كه به او مايل شد و اعتماد كرد ، فريفت ، و چقدر آن كس را كه خود را به روى دنيا افكند ، دنيا او را بر زمين افكند ، و ديگر او را از جاى بلند نكرد ، و لغزشش را جبران ننمود ، و بيماريش را درمان نكرد ، و درد و رنجش را شفا نبخشيد » .
بلى اوردته بعد عزّ و منعة * موارد سوء ما لهنّ مصادر
فلمّا رأى الّا نجاة و انّه * هو الموت لا ينجيه منه الموازر
تندّم لو يغنيه طول ندامة * عليه و ابكته الذّنوب الكبائر
: « آرى ، بعد از آنكه او عزيز و توانمند و با شكوه بود ، دنيا او را به درّهء هولناك رنجها افكند كه بازگشتى در آن نيست .
پس هنگامى كه او دريافت كه هيچگونه راه نجاتى نيست ، و در چنگال مرگ قرار گرفته و راه گريزى از مرگ ندارد ، و يارى نيست تا او را از مرگ نجات بخشد
از گناهان خود پشيمان شد ، ولى از پشيمانى طولانى او چه سود كه ( اگر سودى بخشد ) گناهان بزرگش او را به گريه در آورد » .
* * *