باعث گردم كه او از بسيارى از عباداتى كه مىخواهد انجام دهد ، بازماند ، تا آنجا كه توانستم ، خود را پنهان كردم ، آن جوان به نزديك آن درخت آمد ، و آمادهء نماز شد ، راست ايستاد و به مناجات پرداخت و در اين حال به خدا چنين مىگفت :
يا من حاز كلّ شيء ملكوتا ، و قهر كلّ شيء جبروتا ، اولج قلبي فرح الاقبال عليك ، و الحقني بميدان المطيعين لك
: « اى خداوندى كه به خاطر شكوه اقتدارت ، بر همه چيز مالك شدهاى ، و به خاطر عظمت خود بر همه چيز چيره شدهاى ، شادى روى آوردن به سويت را بر قلبم وارد كن [ شيرينى يادت را به من بچشان ] و مرا به ميدانهاى پيروان خودت برسان » .
سپس مشغول نماز شد ، و [ پس از مدّتى ] چون او را بىحركت ديدم ، به سوى آن محلّى كه عبادت مىكرد ، رفتم ، ناگاه در آنجا چشمهاى ديدم كه آب سفيد و درخشان از آن مىجوشيد ، آماده نماز شدم ، و پشت سر آن جوان ناشناس ايستادم ، ناگهان خود را در محرابى ديدم ، كه گويا آن را همان وقت ساخته بودند ، و آن جوان را ديدم كه در نماز و مناجات خود ، هرگاه به آيهاى از قرآن مىرسيد كه در آن از پاداش يا عذاب الهى ، ياد شده بود ، آن را با ناله و اندوهى جانكاه تكرار مىكرد ، اين وضع تا سحر ادامه يافت ، وقتى كه تاريكى شب بر طرف شد ، برخاست و ايستاد ، و چنين مناجات كرد :
يا من قصده الطّالبون ، فاصابوه مرشدا ، و امّه الخائفون فوجدوه متفصّلا ، و لجأ اليه العابدون فوجدوه موئلا ، متى راحة من نصب لغيرك بدنه ، و متى فرج من قصد سواك بنيّته ، الهي تقشع الظّلام و لم اقض من خدمتك و طرا ، و لا من حياض مناجاتك صدرا ، صلّ على محمّد و آله ، افعل بي اولى الامرين بك يا ارحم الرّاحمين
: « اى خدائى كه : جويندگان به سويش رو آوردند ، و او را راهنمائى خود يابند .
اى خدائى كه : خائفان به جانبش روانه شدند و او را بخشنده و عطابخش يافتند .
اى خدائى كه : عبادت كنندگان به او پناهنده شدند و او را پناهگاه خود ديدند ، چه
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٦١