تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
امام سجّاد عليه السّلام را با عنوان « بزرگ فرزندان حسين عليه السّلام » ياد مىكردند ، زيرا شاخه‌هاى نسل پاك امام حسين عليه السّلام ، به آن حضرت منتهى مىشدند .

نگاهى بر نماز امام سجّاد عليه السّلام

هنگامى كه وقت نماز فرا مىرسيد ، امام سجّاد عليه السّلام لرزه بر اندام مىشد ، رنگش زرد مىگرديد ، و همچون شاخهء درخت خرما مىلرزيد ، و هنگامى كه وارد نماز مىشد ، رنگش دگرگون مىگرديد ، و همچون بندهء ذليل در حضور زمامدار جليل بود ، و مانند شخصى كه با دنيا وداع مىكند ، نماز مىخواند ، و بندهاى بدنش از خوف خدا لرزان مىشد . در نماز همانند درختى بود كه هيچ حركتى ندارد ، مگر آنكه باد آن را به حركت درآورد ، و هنگامى كه سجده مىكرد ، سر از سجده بر نمىداشت تا اينكه قطرات عرق از صورتش روان مىشد ، و هنگامى كه ماه رمضان فرا مىرسيد ، غير از دعا ، تسبيح ، استغفار ، و تكبير ، سخن ديگرى نمىگفت ، و يك كيسه چرمى داشت كه مقدارى تربت قبر امام حسين عليه السّلام در آن بود ، و جز بر خاك ، بر چيز ديگرى سجده نمىكرد . و آنچنان به قرآن دل بسته بود كه مىفرمود : « اگر تمام مردم دنيا در مشرق و مغرب بميرند ، وقتى قرآن با من باشد ، هيچ‌گونه وحشت نمىكنم » . و هنگامى كه در نماز به آيهء
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
مىرسيد ، آن قدر آن را تكرار مىكرد كه نزديك بود از دنيا برود . و هنگام نماز ، به جاى سخت و ناهموار مىرفت و به نماز مشغول مىشد ، و بر زمين سجده مىكرد . روزى به كنار يكى از كوههاى مدينه رفت و روى سنگ سخت و داغى به نماز ايستاد . آن حضرت از خوف خدا ، بسيار مىگريست ، به طورى كه وقتى سر از سجده برمىداشت ، بر اثر اشك زياد ، گوئى در ميان آب فرو رفته و بيرون آمده است .