پر از آرد را به دوش مىكشيد و پنهانى آن را به خانههاى مستمندان مدينه مىبرده است ، و مىفرمود :
انّ صدقة السّرّ تطفى غضب الرّبّ
: « همانا انفاق پنهانى ، خشم خدا را خاموش مىكند » .
علىّ بن ابراهيم از پدرش نقل مىكند كه گفت : « امام سجّاد عليه السّلام پياده از مدينه به مكّه براى انجام حجّ رفت ، و اين پيادهروى بيست شبانه روز به طول انجاميد » .
زرارة بن اعين [ فقيه و دانشمند بزرگ از شاگردان امام صادق عليه السلام ] مىگويد : شنيده شد در مدينه پرسندهاى در نيمههاى شب مىگفت :
اين الزّاهدون فى الدّنيا ، الرّاغبون فى الآخرة
: « كجايند پارسايان دنيا ، مشتاقان آخرت ؟ » .
هاتفى از جانب قبرستان بقيع ، كه صدايش شنيده مىشد ، ولى خودش ديده نمىشد ، جواب داد :
ذاك علىّ بن عليه السّلام
: « اين پارسا ، امام سجّاد عليه السّلام است . » .
در كتاب تذكرهء سبط بن جوزى ، از عايشه نقل شده كه گفت : « على بن الحسين عليه السّلام را ديدم ، پيشانى بر سنگ نهاده و به سجده افتاده ، و در سجده مىگويد :
عبيدك بفنائك ، مسكينك بفنائك ، فقيرك بفنائك
: « بندهء كوچك تو در آستانهء تو است ، بيچارهء درگاه تو ، در آستانهء تو است ، فقير درگاهت در آستانهء تو است » .
و من هرگاه در هنگام اندوه و سختى ، اين دعا را خواندم ، خداوند غم و اندوه مرا بر طرف نمود .
طاووس يمانى مىگويد : شبى در گوشهء مسجد الحرام ( كنار كعبه ) بودم ،
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٥٦