تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سپس او به نزد همسر برادر خود رفته و دستور پادشاه را برايش بازگو نمود و به او گفت : اگر به خواسته‌ام عمل نمائى ترتيبى خواهم داد تا تو مجازات نگردى . اما آن زن پاكدامن اين بار نيز از برآورده ساختن خواستهء نامشروع اين مرد امتناع ورزيده و دامن خود را به گناه نساخت . پس از اينكه اين مرد از رسيدن به خواستهء نامشروع خود مأيوس شد به مأمورين دستور داد تا آن زن را براى مجازات به بيابان برده و گودالى را حفر كرده و او را در داخل آن بيندازند و سپس سنگسار نمايند . آنها پس از سنگسار نمودن اين زن به خيال اينكه او از دنيا رفته است او را به حال خود رها كردند . هنگامى كه شب فرا رسيد زن تكانى به خود داده و با استفاده نمودن از تاريكى شب خود را از گودال بيرون آورده و در بيابان به راه افتاد . در مسير راه به دير و معبد كوچكى رسيد كه درب آن بسته بود . او پشت درب آن دير تا صبح به خواب رفت .
شرح
فأخبرته بالقصّة . فقال لها : ليس تطيب نفسي أن تكوني عندي . فاخرجي . فأخرجها ليلًا و دفع إليها عشرين درهماً . و قال لها : تزوّدي هذه - اللَّه حسبك - . فخرجت ليلًا . فأصبحت في قرية . فإذاً فيها مصلوب على خشبة - و هو حي - . فسألت عن قصّته ؟ فقالوا : عليه دين عشرون درهماً .