پس از آنكه اين مرد از رسيدن به خواستهء نامشروع خود مأيوس شد همسر برادرش را تهديد نموده و به او گفت : اگر خواستهام را برآورده نسازى به نزد پادشاه خواهم رفت و به او خواهم گفت : تو مرتكب فحشاء شدهاى و بايد مجازات گردى .
اما آن زن پاكدامن به تهديدات اين مرد ترتيب اثر نداده و همچنان از اجابت نمودن خواستهء نامشروع او امتناع ورزيد و دامن خود را به گناه آلوده نساخت .
سپس آن مرد به نزد پادشاه رفته و به او گفت : همسر برادرم در اين مدّت مرتكب فساد و فحشاء شده است و اين امر براى من كه شغلم قضاوت مىباشد ثابت شده است . و لذا بايد دستور دهيد تا او به مجازات برسد .
و چون پادشاه به قاضى اعتماد داشت ادّعاى او را - بدون آنكه از وى تقاضاى مدرك و شاهدى كند - قبول كرده و به او دستور داد تا آن زن را به مجازات برساند .
شرح
و كان للديراني قهرمان يقوم بأمره .
فأعجبته .
فدعاها إلى نفسه .
فأبت .
ف جهد بها .
فأبت .
فقال : لئن لم تفعلي لأجهدنّ في قتلك .
فقالت : إصنع ما بدا لك .
فعمد إلى الصبي ف دقّ عنقه .
و أتى الديراني فقال له : عمدت إلى فاجرة - قد فجرت - فدفعت إليها ابنك .
فقتلته فجاء الديراني فلمّا رآه قال لها : ما هذا ؟ فقد تعلمين صنيعي بك ؟