تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
در طول مدتى كه براى انجام اين مأموريت در سفر مىباشم از تو مىخواهم تا از همسرم مواظبت نمائى و نيازها و ما يحتاج او را برآورده سازى . سپس آن مرد آمادهء رفتن به سفر شد امّا همسرش از رفتن او به اين سفر ناراضى بوده و خوش نداشت تا از شوهرش دور باشد . در مدتى كه آن مرد در سفر بود آن قاضى به همسر برادرش سر مىزده و نيازهاى او را فراهم مىساخت . او در ضمن اين رفت و آمدها نسبت به همسر برادرش تمايل پيدا كرده و او را به گناه و معصيت دعوت نمود . اما آن زن پاكدامن از اجابت خواستهء نامشروع برادر همسرش امتناع مىورزيد و هربار دعوت او را رد مىنمود .
شرح
فقالت : لست اجيبك . فأصنع ما بدا لك . فأخرجها . فحفر لها . فرجمها - و معه الناس - . فلمّا ظنّ أنّها قد ماتت . تركها . و انصرف . و جنّ بها الليل . و كان بها رمقّ فتحرّكتّ و خرجت من الحفيرةّ . ثمّ مشت على وجهها حتّى خرجت من المدينة . فإنتهت إلى دير فيه ديراني فباتت على باب الدير . فلمّا أصبح الديراني فتح الباب و رآها . فسألها عن قصّتها ؟ فخبّرته . فرحمها . و أدخلها الدير . و كان له ابن صغير - لم يكن له ابن غيره - . و كان حسن الحال . فداواها حتّى برئت من علّتها و اندملت . ثمّ دفع إليها ابنه فكانت تربّيه .