تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
گمناميش در روزگار آشوريان يا به بهره‌بردارى بيشتر از جادهء رواندوز برمىگردد و يا به احتمال قويتر به اين واقعيت كه آشوريان ، كه از همهء ساكنان سرزمين اين شطها نيروى بيشتر و سازمان بهترى داشته‌اند با قدرت حق خود مىدانسته‌اند كه راه نينوا را بر جادهء مستقيم بابل به مديترانه از طريق فرات وسطى برترى نهند و عبور از آن را اجبارى سازند . با از ميان رفتن بابل ، سلوكيه و تيسفون ، هر دو واقع در فاصلهء 36 كيلومترى جنوب و جنوب شرقى بغداد ، جاى اين شهر را در روزگار شاهان پارت و ساسانى گرفته‌اند تا زمانى كه منصور پايتخت خود را در بغداد تعيين كند كه تا آن روزگار كسى نامى از آن نشنيده بود . اين معنى كه همهء اين شهرها به دنبال هم آمده و هيچگاه با هم در يك زمان داير و برقرار نبوده‌اند به خوبى نشان مىدهد كه در موقعيت جغرافيايى با هم دم از برابرى مىزده‌اند و هيچيك از آنها محلى چنان ممتاز نداشته كه بتواند با اتكاى بدان ديگران را از ميدان رقابت بيرون كند . هرچند كه محل بغداد نسبت به جاهاى ديگرى كه ممكن بود به جاى آن برگزيد خوب است ، اما به خودى خود چيزى خارق العاده ندارد ؛ اگر در كشورهاى ديگر مىبود آن را جايى بسيار بد و حتى واقعا زشت و كريه تلقى مىكردند . بغداد ، در حقيقت ، از لوارها يا خاكريزهاى طبيعى كه دجله را از دو سوى در ميان گرفته‌اند بهره‌گيرى مىكند . در اينجا واقعا چيز خاصى نيست كه معادلش در سراسر امتداد اين شط نباشد . تنها امتيازى كه اين شهر ، از لحاظ توپوگرافى ، از آن برخوردار است اين است كه در اينجا پنجهء آبرفتى دياله دو پيشرفتگى دارد كه به لواريا خاكريز لب شط بسيار
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 86 | اسماعيل دولتشاهى / عبد العزيز دورى / إ دو وما / دومينيك سوردل / كلود كاهن / ايرج پروشانى