اصلاح شده نه تنها در سطح ايران و عراق بلكه در مقياس بزرگتر اروپا و آسيا داراى اهميتى اساسى بوده است . تنها راهى كه احتمالا با آن قابل قياس است نوار استپى باريكى است كه در شمال درياچهء آرال و درياى خزر و درياى سياه ، آسيا و اروپا را به هم مىپيوندد ، با اين تفاوت كه بر خلاف اولى اين راه ديگر به افريقا نمىرود .
از همين زمان است كه موقعيت بغداد به خوبى روشن مىشود ، زيرا اگر در دهانهء زاگرس ، براى رسيدن به محل تلاقى راههاى حلب ، آنتيوك باستانى ( انطاكيه ) و بخصوص آناطولى و تنگههاى به سفر و داردانل راحتتر اين است كه راه به سوى سرزمين آشور و موصل دو شاخه شود ، براى وصول به چهارراه حلب راه سريعتر بالا رفتن از مسير فرات از طريق رمدى و دير الزور است . ضمنا براى رفتن به سواحل مديترانه يا مصر نيز آسانتر اين است كه به جاى دور زدن از شمال از بيابان شام بگذرند ؛ و بالاخره رسيدن به شهرهاى بزرگ مقدس شيعيان - سامرا ، كاظمين ، كربلا و نجف - كه گرداگرد بغداد قرار دارند از راه همين شهر آسانتر است تا از موصل و حتى از بصره . راههاى درب الزبيد و درب الحاج نيز كه به مدينه و مكه زيارتگاههاى بزرگ اسلام مىروند به ترتيب از نجف و سماوه شروع مىشوند .
بنابراين هيچ منطقهاى براى عبور از اين دو رودخانهء بزرگ مناسبتر از بخشى نيست كه ميان مرز جزيره از شمال ، و خطى به نام هندية العزيزيه در جنوب واقع شده است . در حقيقت فراسوى اين بخش از دو سوى دجله و غراف هر چه هست زمينهاى شورهزار يعنى « هور » است كه كم و بيش به هم پيوسته است . فرات نيز در همين عرض
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص٨٣