جغرافيايى وضعى مشابه دارد ، و اين را نيز مىدانيم كه منطقهء اخير در قرون وسطى جايگاه ماندابى بزرگ بود كه ، همارتفاع با نجف ، تا كوفه امتداد داشت . بنابراين بين النهرين جنوبى از شرق به غرب غيرقابل عبور است « 1 » چنان كه در حال حاضر نيز چنين است .
برعكس در اين منطقه پنجهء آبرفتى عظيم دياله چنان بستر دجله را به جانب غرب رانده كه ديگر با فرات و نيز با زمينهاى خشك بيابان شام كه عبور از آنها مشكلى ندارد ، بيش از چهل كيلومتر فاصله ندارد . در اينجا مناطق سيلگير به حداقل كاهش يافته است . دو دماغهء پيشرفتهء پنجهء آبرفتى دياله حتى به نزديكى تنگاتنگ دجله مىرسد و بدين ترتيب عرض مجراى باريك تخليهء آبهاى زيادى طغيان را به كمترين حد مىرسانند . به نحوى كاملا مشابه ، گودال راستهء عظيم واقع ميان دجله و فرات نيز كه به هنگام شديدترين طغيانهاى اين دو شط به كار مىآيد ، عرضش در اين منطقه بسيار كم مىشود . علاوه بر اين در اينجا راهى آبى وجود دارد كه استرنج « 2 » آن را « يكى از قديمترين راههاى آبى دنيا » توصيف كرده است . به كمك نهرهايى كه از فرات جدا مىشود و شاخههاى آنها به حومهء بغداد مىرسد مىتوان با كشتيهاى كوچك از شطى كوچك به شط ديگر عبور كرد . از اين راه طى قرنهاى بسيار بهرهبردارى شده است .
حتى ناوبان يكم لينچ « 3 » نيز در 1838 اين راه را با كشتى بخارى كوچكى پيموده است .
هامش
( 1 ) . چند راه عرضى كه در نقشه رسم شده فرعى و بىاهميت است و به هر حال نه براى منطقهء واقع بين شط غراف و دجله فايدهاى دارد و نه براى جنوبىترين ناحيهء عراق .
( 2 ) .Strange( 3 ) .Lynch