3 . راههاى طبيعى عبور و مرور
همان عوامل طبيعى و توپوگرافى كه در اين سرزمين تعيينكنندهء جايگاه زيست آدمى بوده راههاى عبور و مرور را نيز بر خاك رقم زده است . هدف از وجود اين راهها ايجاد ارتباط ميان افراد انسان و از ميان برداشتن حداكثر موانع موجود بر سر اين راه است . بنابراين از آنجا كه مردم بر كرانههاى اين رودخانههاى بزرگ و نهرهاى منشعب از آنها ، يعنى آنجا كه لوارها و آببندها جاى دارد ، گرد آمدهاند همين ديوارهها به صورت راههاى طبيعى عبور و مرور نيز به كار رفته است ، زيرا خود بلندترين نقاط اين برجستگى را تشكيل مىداده است . برعكس ، نقاط پست بين النهرين كه محل درياچهها و ماندابها يا نقاطى است كه به آسانى در آب طغيانها غرق مىشوند ، همواره خود موجد موانعى بودهاند كه هزار بار از كوهستانها صعب العبورترند و هيچگاه جادهء بزرگى از ميان آنها گذر نكرده است ، در واقع تعداد طرق عبور و مرور ساختهء دست بشر ، اعم از جاده و راهآهن بسيار كم است . يكى از آنها بر كنار و در امتداد فرات كشيده شده است و ديگرى بر كرانهء دجله و سومى يعنى شط الغراف اين دو بزرگرود را به هم مىپيوندد و مسير چهارمى نيز از مرز ميان كوهپايه و رشتهء زاگرس مىگذرد . بنابراين شمار جادههاى طولى بيش از سه رشته نيست و شمار جادههاى عرضى نيز از اين بيشتر نيست .
عبور از زاگرس به سبب عرض و ارتفاع زياد و شمار بسيار رشتههايش آسان نيست . در اينجا نيز نقاط قابل عبور بسيار نادر است .
در شمال ، ارتباط ميان آذربايجان ايران و مديترانه از طريق گردنهء رواندوز ، درهء زاب كبير ، ناوزمين واقع در فلات دامنهء توروس و گدار