برمىخيزد . معمولا محل اين زمينها در نقشههايى با مقياس بزرگ مشخص شده است .
برعكس ، چهرهء خاك بين النهرين از بغداد تا خليج فارس شگفتآور متفاوت است و آب در آن ، بر خلاف جزيره ، نقشى عمده دارد . علاوه بر اين مناظر طبيعىاش تنوع بيشترى دارد . ناهماهنگى اين بخش با بيابان شام در طول انحناى بزرگى كه از شمال غربى به جنوب شرقى امتداد دارد بسيار مشخصتر است . در اين خميدگى كه خود يك پيشدرهء نشستى سنگى است ، « 1 » تختان پيش كامبريايى « 2 » و پوشش رسوبى آن به زير خاكريز آبرفتى فرورفته است .
در پاى زاگرس مخروطها يا پنجههاى آبرفتى « 3 » عظيمى در كنار هم قرار دارند . تنها با ترازيابيهاى دقيق مىتوان از شكل و ابعاد آنها تعريفى درست به دست داد زيرا شعاع پايهء آنها به حدى بزرگ - معمولا بيش از پنجاه كيلومتر - و شيب آنها به قدرى كند است كه به نظر دشتهايى با ابعاد نامحدود مىآيند . اين پنجههاى آبرفتى كه از دهانهء تنگهاى زاگرس يا از درههاى عرضى چينخوردگيهاى كوهستانى واقع در دامنهء اين رشتهكوه آغاز مىشود از لحاظ زندگى
هامش
( 1 ) . عمق اين پيشدرهء نشستى سنگى كه خليج فارس دنبالهء آن است به چندين هزار متر مىرسد و بهطور كلى مدام و به آرامى در حال فرونشستن است . با اين حال اخيرا نشان دادهاند كه در بعضى از جاهاى آن بالاآمدگيهايى نيز پديد آمده است .
( 2 ) .. Le . Socle Precanbrienتختان به زمين افقى و تقريبا همواره كنارهء رودخانه يا لبهء دره ، و پيش كامبريايى به دورهء زمينشناسى پيش از دوران ديرزيوى كه در حدود ششصد ميليون سال پيش پايان يافته است گفته مىشود .
( 3 ) .Cones de dejectionرسوبات پنجهاى شكل كه يك رودخانه پس از عبور از يك گذرگاه تنگ و ورود به يك دشت پهناور از خود به جاى مىگذارد .