مردم داراى اهميت بسيار است ، زيرا آبشان به خوبى زهكشى مىشود و كوهپايهاى خشك پديد مىآورد كه اگر آبيارى شود براى كشت مناسب است . ميان اين كوهپايه و بيابان ، سرزمينى كه به معنى اخص بين النهرين خوانده مىشود گسترده است ؛ خطهاى كه دجله و فرات در ميان جلگههاى آن روان است ، و منطقهاى نيمهخاكى - نيمهآبى است كه در آن سرريز طغيانها به مناطق پست « هور » ، كه خود سراسر درياچه و مرداب است ، فرو مىريزد . چنان كه پيش از اين نيز اشاره كرديم ، آب در بين النهرين ، به دليل خشكى اقليمش ، نقشى اساسى ايفا مىكند . همين عنصر كه بىآن در اين منطقه زندگى ميسر نيست از همهء آفات و بلاهاى محتمل الوقوع براى اين سرزمين خطرناكتر بوده است . در اينجا طغيان رودها ابعاد بسيار عظيمى به خود مىگيرد ، و اين خود مىتواند روايات مربوط به طوفان عالمگير را در اين سرزمين توجيه نمايد . در واقع زمانى كه فرات و دجله با هم از طغيان لبريز مىشوند قادرند اطراف خود را به شعاع دهها كيلومتر غرقه سازند .
در چنين شرايطى فهم اين نكته آسان مىشود كه چرا مردم محيط زيست مطمئن خود را در طول لوارها يا خاكريزهاى اطراف اين رودها و نهرهاى منشعب از آنها كه با آببندها تقويت شدهاند اختيار كردهاند . بيرون از اين مواضع خاص و ممتاز كه از لحاظ مساحت محدود است ، خاك اين كشور غير قابل سكونت است . زيرا يا به سبب نبودن آب براى آبيارى ، يا بدين سبب كه بيش از حد در معرض سيلابهاى ناشى از طغيان اين رودخانههاى عظيم قرار گرفته ، غير قابل كشت است .
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص٧٩