مؤلّف مراصد مىنويسد كه از غرب بغداد چيزى جز چند محّلهء جدا افتاده از يكديگر باقى نمانده بود ، كه پرجمعيّتترين آنها كرخ بود ( ص 201 ) . وى به محلّهء قريّه ، محلّهء پر جمعيت رّمليّه ، بازار دار الرقيّق ، دار القّز كه در آنجا كاغذ مىساختند ، و باب محّول كه شبيه دهكدهاى دور افتاده بوده اشاره مىكند . « 1 » او از بيمارستان عضدى ياد مىكند و نشان مىدهد كه از محّلههاى حريم الطاهرى ، نهر طابق ، و قطيعه اثرى بر جاى نبوده و محله توثه به دهكدهء دور افتادهاى شباهت داشته است . « 2 » در مراصد ( ص 201 ) دربارهء شرق بغداد آمده است : « زمانى كه تاتارها آمدند ، قسمت اعظم آن ويران شد . آنان اهالى آن را به قتل رساندند و جز تعدادى انگشتشمار كسى زنده نماند . سپس مردم از خارج به آنجا آمدند و در آن سكنى گزيدند » .
وى مىافزايد كه حلبه ، قريّه ، و قطيعة العجم محلّاتى آباد و پرجمعيت بود . « 3 »
ابن بطوطه اندكى بعد از ابن جبير به اين شهر آمد . امّا وى از دو پل در بغداد ياد مىكند و جزئيات تازهاى دربارهء گرمابههاى عالى شهر به دست مىدهد . « 4 » وى مىنويسد كه مساجد و مدارس بسيارى وجود داشت ، ولى همهء آنها ويرانه بود . « 5 »
اطلّاعات مستوفى قابل توجه است . شرحى كه دربارهء حصار شرق بغداد مىدهد با شرح ابن جبير مطابقت دارد . اين حصار چهار دروازه داشت ، و شهر را در نيمدايرهاى با محيطى به طول هجده هزار قدم
هامش
( 1 ) . مراصد ، چاپ قاهره ، ص 146 ، 201 ، 507 ، 773 ، 1088
( 2 ) . مراصد ، ص 280 ، 397 ، 837 ، 1403
( 3 ) . مراصد ، ص 417 ، 1088 ، 1110
( 4 ) . چاپ قاهره 1908 ، ج 1 ، ص 140 - 141
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 140