خود شاميان آن را به اذن اصولى خليفهء عباسى فتح كردهاند .
تاريخنويسى يا فن وقايعنگارى روز به روز به منزلهء ابزار سنجش نسبتا دقيق و حساسى است كه با آن مىتوان فراخى و تنگى افقها يعنى دورى و نزديكى وقايع را ارزيابى كرد . تا آغاز قرن ششم / دوازدهم ، با وجود تبارشناس و مورخى چون همدانى ، نزديك به تمام كتب تاريخ عمومى جهان اسلام ، چه آنها كه به روزگار ما رسيدهاند و چه آنها كه نرسيدهاند ، در بغداد به نگارش درآمدهاند .
اما در طول قرن ششم ، به جز خلاصهنگاريهاى كوچكى ، نظير آنچه ابن حمدون در تذكرهء « 1 » خود كه به منزله دايرة المعارف منقولى است آورده ، در اين زمينه عملا چيز ديگرى وجود ندارد .
ابن جوزى در تاريخ مذهبى جايگاهى ممتاز دارد ولى زمانى كه با منتظم « 2 » خود به نگارش تاريخى دست مىبرد كه اصولا تابع شيوهء اصولى پيشينيان است نمىتواند از چهارچوب زندگى عراقى گامى فراتر نهد . كتاب مناقب بغداد او به شناساندن فضايل و مفاخر بغداد اختصاص يافته است . نمونهاى از اهتمام و توجه دقيق گسترده و فاضلانه در نوع خود در الانساب بر جاى مانده است . سمعانى در اين كتاب براى آسانتر ساختن كار مؤلفان تراجم احوال ، آل و تبار همه مردان مشهور گذشته را برمىشمارد و تشريح مىكند . براى عصر خود نيز ذيلى « 3 » براى تاريخ بغداد خطيب بغدادى فراهم مىآورد . زمانى كه در قرن بعد ذوق و شوق نگارش تاريخ عمومى جهان اسلام از نو جان
هامش
( 1 ) . التذكرة فى السّياسة و الآداب الملكية
( 2 ) . المنتظم فى تاريخ الامم
( 3 ) . تذييل تاريخ بغداد