تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
طريقهء جديد را مىريزد رسما به فتوّت مىپيوندد و به زودى هم به رهبرى آن مىرسد . اصلاحاتى در آن اعمال مىكند تا بتواند رفتار هرج و مرج‌گرا و عصيان‌آميز را از آن بيرون كند تا مسئولان كه آن را نقاط ضعف مىانگارند مانعى براى شناسايى طريقه نداشته باشند . جنبهء هميارى و تعاون اجتماعى از سوى زبردستان به زيردستان را در آن تقويت مىكند تا با رشته‌هاى ارادت شخصى آنچه را كه اتصالى به دستگاه دولت خلافت ندارد يعنى ساختارهاى اجتماعى و ادارى موجود را محكم كند و تا حدودى عاملان بىنظمى را به ضامنان نظم و امنيت مبدّل سازد و در عين حال اميران بيگانه و نيز به وساطت آنان انجمنهاى فتوت قلمروشان را كه خود مشوّق آنهاست به انجمن فتوّت مادر يعنى به شخص خليفه و به عبارت ديگر به مركز ثقل خلافت پيوند دهد . شاهدى كه به خوبى پيوند ميان هدفهاى مختلف را نشان مىدهد شخص سهروردى است كه در مكانها و موارد متعدد و همزمان مبلّغ و ناشر همهء اين اصلاحات گوناگون است . اعتبار و تأثير عملى كه از اين سياست به دست مىآيد بخصوص نزد تركان جديد آسياى صغير چشمگير و انكارناپذير است . بدين ترتيب حيثيت و وجهه‌اى كه براى خلافت حاصل مىگردد زمانى كه خطر مغولان نزديك مىشود براى جانشينان بعدى خلافت مفيد است ، تا با وساطت يكى از پسران ابن جوزى و مشهور به همين نام براى خاموش ساختن شعلهء جنگ و ستيز ميان ايوبيان كه نيرومندترين اميران مسلمان آن روزگار و براى يارى كردن به مناطق تهديد شده از همه مستعدتر و لايق‌تر بودند پا در ميانى كنند . البتّه خودپسندى و ترس آنان را از اين كار بازداشت ولى چند مصالحهء واقعى ميان آنان به وقوع پيوست .