اواخر قرن متصرّفات و تملّكات خود را از لبهء مرزهاى فلات ايران فراتر مىبرد و هموست كه به هنگام غلبهء خوارزمشاهيان بر ايران و تهديد موقتى كه عليه عراق مىكنند بىتظاهر و سر و صدا به عرصهء سياست بينالمللى باز مىگردد . در اين اوان ادارهء حكومت به دست چند وزير از خاندانهاى رقيب يكديگر و ادارهء سپاه به دست چند امير لشكر است .
در همين دوران است كه نخست سيّاح يهودى بنيامين تطيلى « 1 » از بغداد ديدن مىكند و متوجّه اهميّت جامعهء يهوديان بغداد مىشود كه در منابع ديگر نيز تأييد شده است . پس از او سيّاح مسلمان ابن جبير به بغداد سفر مىكند كه مانند ديگر سياحان در روم از مشاهدهء تضاد ميان فرسودگى و ويرانى شهر از يك سو و غرورى كه در ساكنان بغداد مانده است سخت يكه مىخورد و به حيرت مىافتد .
حيات فرهنگى در بغداد اين عصر سرشتى آميخته از عناصر گذشتهء خود و تحولات روزگار دارد . علىرغم تاراجها و ويرانگريها هنوز در اين شهر گنجينههايى از كتابخانهها برجاست . يكى از بزرگترين ميعادگاههاى حجّ است و در همه حال زيارتگاه بيشتر دانشمندان است .
كماند آنان كه به ديدارش نيامده باشند . جا دارد به آثار اديبانهء آغاز قرن چون مقامات حريرى و بعد از آن به اشعار سبط بن توحيدى ، و در دورهء درخشش خلافت به آثار مذهبى و فقهى بسيار ببالد . اما به هر تقدير ديگر نمىشود گفت كه بغداد پايتخت بزرگ معنويّت روزگار مانده است . از آغاز نيمهء دوّم قرن بسيارى از اهل دانش و ادب موقتا مجذوب سوريه و شام مىشوند تا اندكى بعد نوبت اين جاذبه به مصر برسد كه
هامش
( 1 ) .Benyamin Tudele