تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
ثبت و ضبط مىكشيد . مرگ ملكشاه ( 586 ) بر دوران اقتدار سلطنت سلجوقيان نقطهء پايان گذاشت . به مجرّد درگذشت او ميراثداران بر سر جانشينى او ، به دلايل بسيارى كه تشريحش در اينجا مقدور نيست ، به دشمنى و ستيز با يكديگر پرداختند . رشتهء حيات اين سلسله كه بايد لااقل اسما هم كه شده قرنى ديگر دوام بياورد عملا در نيمهء قرن ششم / دوازدهم گسيخته شد . اگر قدرت سلجوقيان براى خلافت احتمالا ضررهايى داشت و زوال قطعى آن واجد مزايايى بود امّا افول پيش از موعد و در نيمهء راه آن نيز براى بغداد منشأ مشكلات جديدى گشت . بيگمان هم‌چشمى و دشمنى ميان مدعيان جانشينى به خليفه مجال مىداد تا از نو سرى از گريبان به در آورد . اين مدعيان كه سخت سرگرم كشمكش بودند و به همين سبب دچار ضعف شده بودند ديگر منكر و مخالف افزايش نفوذ و اقتدار خليفه در بغداد نبودند و شاهدش ساختمان حصار المستظهر است كه علاوه بر ارگ خليفه ، بخشى از ارگ سلطانى را نيز در بر مىگرفت . حريفان نيز هر يك درصدد جلب توجه خاصّ خليفه به خود برآمدند كه طبيعتا در اين منازعات داورى و ميانجىگرى مىكرد و قادر بود از آن عوايدى نصيب خود كند . متأسفانه هميشه هم براى خليفه آسان نبود كه چشم به راه نتيجهء اين جنگها ، يا پيش‌بينى و برانگيختن اين گونه نزاعها باشد و اگر هم سرانجام برنده كسى نبود كه خليفه به نفع او رأى داده بود آن وقت ديگر خود در موقعيّت پردردسر و رنج‌آورى قرار مىگرفت . بيرون از اين مواقع غير عادى و حادّ ، تجزيهء امپراتورى ، و زد و خوردهاى گروههاى آشوب‌طلب به جاه‌طلبان و حريفان قدرت خلافت و سلطنت سلجوقى در عراق مجال مىداد از نو سركشى پيش
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 142 | اسماعيل دولتشاهى / عبد العزيز دورى / إ دو وما / دومينيك سوردل / كلود كاهن / ايرج پروشانى