تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و حتى چند برابر شدن بازارها و مساجد جامع نيز همين بود . از نظر اجتماعى نيز اختلاف و حتى كينه و نفرت متقابل ميان اين محلّات شديدتر و عميقتر شد . براى مثال ميان محلهء شيعه‌نشين كرخ و محله‌هاى كمربندى كه ساكنان آن سنى مذهب بودند حالت جنگ پنهانى به وجود آمد . حالا ديگر محلات ساحل شرقى دجله بخشهاى زنده‌تر و فعّالتر بغداد بودند ، يعنى ارگ خلافت ، ارگ شاهى ، خانه‌هاى اشرافى و محلات عمومى كه مردمش از قبل آنها مىزيستند . در پاره نوشته‌هاى خاطرات ابن البنّاء كه اخيرا به قلم مقدسى به چاپ رسيده است شواهد ناقصى از زندگى روزانه يك روشنفكر آن روزگار در دست داريم . تنها واقعيتى كه در باور و تصوّر اين مورخ نمىگنجد پيدايش نهضت « مدارس » در بغداد است . فكر اين كار از آن خراسانيان و از دوران پيش از سلجوقيان بود ولى نخستين تحقق بيمانند آن در بغداد نظاميهء نظام الملك است . هدف از اين مدارس تربيت كارگزاران آيندهء حكومت و روحانيّت بر پايهء معنويت و علم به اسلام خالص و راستين بود . براى اين منظور در اين مدارس سازمانى مجهّز به وسايل لازم براى تحصيل و زندگى معلمان و متعلّمان بوجود آورده بودند . در صورتى كه تا آن زمان در جهان سنّت اين كار از لحاظ مادّى و معنوى به ابتكار و خواست شخصى و فردى انجام مىشد . نظام الملك خود به طريقهء شافعيان گرايش داشت و اطرافيان خلافت نيز بيشتر چنين بودند ( كافى است نمونهء ماوردى را به ياد بياوريم ) . وى مانند بيشتر شافعيان اشعرى نيز بود . از اينروست كه همواره شايع بوده كه هدف از ايجاد مدارس نظاميه پيش بردن طريقهء شافعيان و اشعريان بوده است ، و بويژه در اين مورد اخير ، چنان كه مقدسى هم نشان داده است به راه