تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
داده‌اند ، با اينكه تا شب پيش غالب آنان عرصهء حيات را بر اين شهر سخت تنگ كرده بودند . خلافت فاطمى قاهره كه دريافته بود كه كار سرانجامى تهديدآميز دارد به پشتيبانى مالى و روانى آنان پرداخت و در عوض از جانب قدرت حاكم كه راه بحث و جدلى برايش باقى نمانده بود تقدير شد . سرانجام ميان همهء مخالفان سلجوقيان در بين النهرين عليا ائتلافى شكل گرفت . ابراهيم ينال ، رئيس كل قشون طغرل و برادر ناتنى او ، كه در لشكركشيهاى جديد ديگر عوايد و منافع گذشته نصيبش نمىشد و از اين بابت ناخشنود بود با مذاكرات نهانى و يا اتفاقى تركمانان را كه به نوبهء خود از تحولات نظام جديد نگران شده بودند به شورش واداشت . خفه كردن سريع اين شورش براى طغرل ، حياتى بود ، با اينهمه از او كارى برنيامد جز اينكه بغداد و ميدان جنگ را به نفع مؤتلفان خالى كند . بساسيرى به شهر وارد شد امّا شهر آبستن اتفاقى غير مترقبه بود . خطبه را به نام خليفهء فاطمى خواندند ( 450 ) . قصر خلافت و بسيارى از محلات دچار قتل و غارت شدند . ابو مسلمهء وزير اعدام شد و خود خليفه نيز به اسارت درآمد ، البته نه مستقيما به دست بساسيرى بلكه از سوى قريش ، يكى از امراى عرب كه امير موصل بود ، و او به جاى اينكه خليفه را تسليم متحدان خود كند نزد يكى از خويشاوندان خود به سرحدات عراق فرستاد . طغرل نيز شورش تركمانان را در ايران سركوب كرد و از نو خود را با شتاب به سرحدات عراق رساند . اين بار مؤتلفان از لحاظ نظامى و روانى ياراى مقاومت در برابر او را نداشتند . قريش بموقع با فاتح آينده آشتى كرد . طغرل وارد بغداد شد و بساسيرى حين تعقيب به قتل رسيد ، در حالى كه متحدانش پراكنده و از هم پاشيده مىشدند و خليفه باشكوه و
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 135 | اسماعيل دولتشاهى / عبد العزيز دورى / إ دو وما / دومينيك سوردل / كلود كاهن / ايرج پروشانى