سختگير و پرتوقع بودند و حاضر نمىشدند دعوت و تبليغى را كه پايهاش بر قصد تجديد اعتبار خلافت و بازگرداندن امنيت به جهان اسلام نهاده شده بود ، با دخالتهاى ناشيانه به رسوايى و بدنامى بكشانند . مقصود اين نيست كه طغرل در بغداد خود را در خانهء خويش احساس نمىكرد بلكه وى در همان محلى كه قبلا شهر حكومتى ( دار المملكة ) آلبويه بود جايگزين شد و سرگرم توسعه و استحكام بخشيدن به آن شد ؛ با پادگانى استوار و نيرومند كه حتى در غياب او قادر بود امنيت عمومى و هم احترام به ارادهء سلطان را پاسدارى كند .
امكانات مالى و ساز و برگ خليفه هر روز بيشتر شد ، دستگاه وزارتى او كه در ايام سلطنت آخرين حكمرانان آلبويه تجديد سازمان يافته بود همچنان برقرار ماند . خواستههايش را در حق مردم بغداد با فروتنى پذيرفتند بىآنكه هيچ نوشتهء رسمى و پيماننامهاى در اين خصوص مسائل را روشن كند . مناسبات حسنه ميان دو منبع قدرت نه تنها با برپايى ضيافت ، اعطاى القاب به سلطان ، ديدار ميان وزيران بلكه با ازدواج خليفه با دختر برادر سلطان - چون طغرل را دخترى نبود - به منصّهء ظهور رسيد . پس بايد گفت « حكومت مشترك » در بغداد به حقيقت پيوست ، ولى در سراسر امپراتورى چنين نشد .
با همهء اين احوال بايد گفت توسعهء قدرت سلجوقيان ، با واكنشى كه در برابرش بود ، اوقات مصيبتبارى براى بغداد در پى داشت . نه شخص بساسيرى ، فرمانده افواج آلبويه كه با وجود ترك بودن بر كنار شده بودند و نه تركان و نه بيشتر عربهاى بين النهرين كه گرايش شيعى داشتند و از بابت توسعهء احتمالى نفوذ تركمانان در ديار بكر و خوزستان بيمناك بودند ، هيچيك نپذيرفتند كه بغداد را از دست
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص١٣٤