داشتند ، يك طبقهء مرفّه مالى نيز تشكيل شده بود كه پايهء ثروت و مكنتشان بر فعاليتهاى پرتحرّكى بود كه بر شهر حكمفرما بود .
موقعيت جغرافيايى اين آمادگى را به بغداد بخشيده بود كه بتواند نقش يك مركز اقتصادى مهم را بر عهده گيرد . وجود دربار خلافت كه مصرف كنندهء مقادير زيادى كالاهاى تجملّى و زينتى بود بر اين گرايش مىافزود . بغداد از طرق قابل كشتيرانى از يك سو به خليج فارس و از سوى ديگر به موصل و سوريه پيوستگى داشت و كاروانهايى را پذيرا بود كه از طريق بيابان به دمشق مىرسيدند يا از طريق جادهء خراسان به ايران فرستاده مىشدند . در حقيقت ، بغداد نقطهء عبور اجبارى براى تمام نقل و انتقالات و مبادلات تجارى امپراتورى بود . تعداد بسيارى تاجر بزرگ در اين شهر سكونت يافته بودند كه ثروتهاى عظيم گرد مىآوردند و آن را در خريد املاك سرمايهگذارى مىكردند . اينها بعضا ايرانى ولى بيشتر يهودى و مسيحى بودند و براى وزراى خليفه كه بىكمك آنها قادر به موازنهء بودجهء خود نبودند به منزلهء بانكداران دولتى بودند . تجار بيگانه مانند ردنيها « 1 » يا رودانيهاى « 2 » يهودى نيز كه يكى از جغرافيدانان از آنها سخن گفته راه عبورشان از بغداد بود .
پيشهورى و صنعتگرى نيز به همان اندازه شكوفا بود زيرا احتياجات دربار در اين زمينه به تقاضاى تجارت افزوده و مايهء پيشرفت شتابان صنايع دستى محلى مىشد . يعقوبى در ميانهء قرن سوم / نهم مىنويسد :
« هر چه را كه در ممالك ديگر مىساختند در بغداد ساختند زيرا زبردستترين صنعتگران از همهء نقاط جهان بدانجا مهاجرت كرده
هامش
( 1 ) .Radanites( 2 ) .Rhodaniens