به خلافت اعلام كند . ديرى نكشيد كه ديوانيان سنّى به اين انتخاب كه به وزير آزادى تام در عمل مىبخشيد با واكنشى شديد ، يعنى با قصد قيام در 296 ، پاسخ گفتند . عدهاى از مقامات مهم دولتى همقسم شدند و در بغداد و در اقامتگاه وزير در المحرّم واقع در كنار دجله گرد هم آمدند و بر آن شدند كه مقتدر را بر كنار كنند و ابن المعتز را كه خويشاوند وى امّا مسنتر و مجربتر بود ، به جاى وى به خلافت بنشانند . اين جنبش كه از حمايت واقعى مردم بغداد بىبهره بود با اينكه ابن المعتز با كمى تأخير مردم را به حمايت از اهداف خود دعوت كرد ، جز موفقيتى مستعجل و زودگذر حاصلى نداشت و آن هم با حملهء متقابل وفاداران خليفهء معزول زمانش به سر آمد . اين ماجرا هرچند بىنتيجه ماند امّا براى روشن كردن حالت تنش روز افزونى كه در سپيدهدم قرن چهارم / دهم بر پايتخت خلافت حكمفرما بود كفايت مىكرد ، سپيدهدمى كه شاهد تحولّات گوناگونى در كاخ خلافت و شورشهاى نظامى مكرر و تظاهرات دسته جمعى مردم بود .
روند افزايش اهميت بغداد ، پايتخت امپراتورى ، را از نظر گذرانديم و ديديم چگونه با وجود اغتشاشات گوناگون ، همواره و بيش از پيش ثروتمند و فعال بود . نزديك به دو قرن پس از تأسيس شهر بغداد ، زندگى ساكنان آن را ، از خلال نوشتهء وقايعنگاران ، مىتوان اينگونه ديد :
اشخاص بسيارى از زبردست و زيردست در اطراف خليفه به نشو و نما مشغول بودند ، خودش هر روز كمتر از روز پيش در بيرون از كاخهايش ظاهر مىشد ، در محوطهء سراهاى خود هم مسجد جامع داشت كه در آن نماز جمعه را امامت مىكرد و هم نمايندگان او در ديگر مساجد جامع شهر منصور و رصافه نماز را اقامه مىكردند . در ميدان كاخ
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص١٢١