تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بودند » . در نتيجه مردم بغداد تركيبى از طبقات اجتماعى مختلف با سطح زندگى ناهمسان بودند ؛ گروه عظيمى كارگر از طبقهء عوام در كنار جماعتى مردم مرفّه و بسيار توانگر . اصل و منشأ اين جمعيت پويا و پرتلاش نيز گوناگون و ناهماهنگ بود . با اينكه فاتحان بيشمارى از طوايف مختلف عرب در عراق متوطّن يافته بودند اما بوميان نيز در آن جايگاهى مهم داشتند و به اين مردم آرامىنژاد شهرنشين به زودى ايرانيان يا مردمى مختلط از نژاد ايرانى و ترك افزوده شدند كه يا در ديوانهاى حكومتى به خدمت اشتغال داشتند و يا جذب دربار شده در آنجا مروّج شيوه‌هاى زندگى خراسانى بودند . اين « موالى » كه در آغاز تحت سرپرستى قبايل عرب درآمده بودند اندك اندك از قيد اين نوع حمايت خود را رها كرده و آزاد شده بودند . در اواخر قرن سوم / نهم دشمنى و ضديّت ميان عربها و نبطيان نيز كه تا اين زمان كاملا بارز و برملا بود به نحوى چشمگير به فراموشى سپرده شد . حال اگر به اين مسائل بردگى را نيز اضافه كنيم كه در ابعاد بزرگى رواج داشت ، به نحوى كه بيشتر جمعيت حرم خلفا و بزرگان و ملحقات دربار يا محافظان و سپاه خليفه را بردگانى از نژاد روس ، نوبيايى و تركستانى تشكيل مىدادند و يهوديان و مسيحيان نيز با وجود سختگيريهاى متناوب كه كمتر به آن عمل مىشد در اين جامعه جاى مخصوص خود را به عنوان صرّاف ، پزشك و دبير حكومتى داشتند ، مىتوان وضع زندگى جهان وطنى يا چندين مليتى بغداديان را در نظر مجسّم كرد . مسلمانانى از سرزمينها و نسبهاى گوناگون با مسيحيان و يهوديان براى پيشرفت فكرى و علمى جهان اسلامى هميارى و مشاركت داشتند و همگى به پويايى و تلاشى كه در بغداد جريان داشت وابسته