تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بودند . علوم بيگانه و فلسفه از حمايت و مساعدت بعضى از خلفا برخوردار بودند مانند مأمون كه در « بيت الحكمهء » نامدار خود موجبات تهيهء ترجمه‌هايى از آثار يونانى را فراهم آورد و رصدخانه‌اى در بغداد بنا كرد . بعضى ديگر مانند هارون الرشيد ، پزشكان نامدار مسيحى را در مركز پزشكى جنديشاپور به دربار بغداد جلب كرد و بيمارستانى در پايتخت خود پديد آورد كه بيگمان در نوع خود نخستين مؤسسه در جهان اسلام بود . تعداى شاعر و اديب در اطراف دربار خليفه نشو و نما مىكردند و با مدايح خود و با مشاجرات قلمى و رسالات جدلى خود به پشتيبانى از مقاصد سياسى خاندان خلفا مىپرداختند . با اينكه اصحاب سنّت و حديث و فقها بيشتر سعى در دور نگهداشتن خود از قدرت حكومتى داشتند ، شخصى چون ابن حنبل در بغداد زيست و در همانجا به زعم خود از اعتقاد راستين خود دفاع كرد و همانجا نيز جهان را ترك گفت . ابو حنيفه نيز در بغداد درگذشته و همانجا به خاك سپرده شده بود . نخستين زاهدان و عارفان نيز اسباب شهرت بغداد شدند و نخستين متكلمان از منطقيان خردگراى مانند معتزليان يا محافظه‌كاران سنّت‌گرا در آنجا ديدار داشتند و گاه نيز به جاذبهء حلقات و جلسات حكومتى بدانجا كشانده مىشدند . اين‌گونه حيات فرهنگى كه تقريبا هميشه با زندگى و احتياجات امّت مسلمان و رؤساى آنان ارتباط تنگاتنگ داشت به ما مجال مىدهد تا جامعه‌اى را كه ممكن بود با تعبيرى نه چندان مناسب « چندين خانوادهء مذهبى - روحانى متشكل از افراد گرد آمده از جوامع گوناگون » بخوانند در اينجا بازشناسى كنيم . در حقيقت بىآنكه بخواهيم از نشانه‌ها و شاخصهاى سادهء نتايج مبالغه‌آميز بيرون كشيم چنين به نظر مىرسد كه