شد . براى عبرت چه كسانى ؟ هيچوقت بدرستى معلوم نشد . زيرا جعفر كه مدت درازى نديم و مقرّب خليفه بود ، ظاهرا به اندازهء پدرش و بخصوص برادرش فضل كه چند سال پيش از اين واقعه علنا مورد لعن خليفه واقع شده بود مبغوض خليفه و محل شماتت او نبود . به احتمال قريب به يقين خليفه مىخواست با اين اقدام خود هم به كسانى هشدار دهد كه قصد دارند نظير وزراى مطرود و مبغوض در دستگاه وى اعمال نفوذ بكنند ، و هم به جماعت روشنفكران بغدادى كه به مذهب معتزله و بعضى جنبههاى تشيّع نظر خوش داشتند و هواخواه بحث آزاد در زمينههاى مذهبى ، فلسفى و سياسى بودند . و از برمكيان حمايت مىكردند . از جهتى ديگر اين به منزلهء تجديد هشدارى بود كه پيش از اين ، بر خلاف ميل فضل برمكى ، زمانى كه خليفه امام موسى كاظم عليه السلام را به قتل رسانده بود به همين جمعيتها داده شده بود . امام را در قبرستانى واقع در شمال بغداد به خاك سپردند . اين همان محلى است كه بعدا حرم الكاظمين شد . بعد از اين وقايع جنگ ميان دو پسر هارون الرشيد پيش آمد يعنى ميان امين كه در بغداد خليفه بود و مأمون كه طبق وصيّت پدر وليعهد و حاكم مختار خراسان شده بود . اين جنگ علىرغم چندين حملهء پياپى از سوى امين به محاصرهء سنگين بغداد منجر شد كه كمى بيش از يك سال يعنى از ذيحجهء 196 تا محرم 198 به طول انجاميد . پايتخت عراق كه امين در آنجا ، كاخ شهرى منصور ، اقامت داشت از سوى سپاهيان دو سپهسالار مأمون يعنى طاهر از جانب غربى و هرثمه از جانب شرقى كاملا به محاصره درآمد . مدتى طول كشيد تا اين دو سپهسالار كه يكى از آنان بر خلاف ديگرى از اعمال روشهاى خشونتبار خوددارى مىكرد ، توانستند مقاومت
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص١١٥