تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
بيرون از حصار نيز محله‌هايى داشت . از همان آغاز سپاهيان و پيشه‌وران در بيرون از شهر و استحكاماتش منزل داشتند ولى روزها براى فعاليتهاى شغلى و ارائهء خدمات به داخل شهر مىآمدند . اين شهركهاى كمربندى نيز به نوبهء خود بر پايهء يك طرح كلّى سازماندهى و به چهار منطقه بخش‌بندى شدند و با مراقبت مهندسان سر و سامان يافتند و در آنها بازارهايى نيز احداث شد و اقطاعاتى در آنجا به دولتمردان واگذار گرديد . در واقع ساحت مدينهء مدوّر بسيار زود تنگ و نارسا شده بود و بزرگان امپراتورى در خارج شهر منزل گزيدند تا بتوانند سكونتگاههاى جادارترى تهيه كنند . بازارها را نيز در 157 به دلايل امنيتى به خارج يعنى به حومهء كمربندى و بخصوص به محلهء كرخ در جنوب غربى بغداد بردند و در آنجا بر حسب صنف و پيشه رسته‌بندى كردند و اين محله بعدها مركز بزرگ تجارى بغداد شد . در حومهء شمالى نيز كه به نام يكى از شخصيتهاى ساكن محل ، « حربيّه » ناميده مىشد وضع همين‌گونه بود . در اين محل بيشتر مردمى از اهالى ولايات ايران رفت و آمد داشتند . در جنوب شرقى نيز وليعهد خليفه ، مهدى ، محله‌اى را اختصاصا سازماندهى و مسجد جامع ديگرى نيز در آنجا بنا كرده بود . سرانجام منصور در 158 در پايان حكومت خود كاخى تازه در بيرون از صحن مدوّر و در كنار دجله واقع در محلى كه عادتا سپاه خود را سان مىديد بنا كرد كه به « خلد » يعنى بهشت جاويد شهرت يافت . امّا از همان سال 148 شهر بغداد شروع به گسترش در ساحل ديگر دجله كرده بود . وليعهد مهدى در آنجا اردوگاهى برپا كرده بود كه در آغاز كار آن را « عسكر المهدى » ناميدند و همان هستهء اصلى سكونتگاههاى