جديدى به نام رصافه شد . در اين محل شمارى از صاحب منصبان و دولتمردان براى خود اقطاعاتى دست و پا كردند و در نتيجه با خانههاى سپاهيان و دكانها اختلاط يافتند . در اين سوى دجله زمينها فراختر و آزادتر بود و به همين سبب بعدها محلهء شرقى گسترشى چشمگير يافت .
در پايان خلافت منصور كه مرگش در 158 در ايام حجّ و زيارت اتفاق افتاد ، بغداد پايتخت مهمى بود كه از مرزهاى نخستين مدينهء مدوّر در دو سوى دجله بسيار فراتر رفته بود و ارتباط دو ساحل با سه پل قايقى انجام مىشد . شهر حيات اقتصادى شكوفانى داشت و احتياجات خلافت و كاركنان و خدمتگزاران شخصى ، لشكرى و ادارى آن موجب تقويت اين اقتصاد بود .
از اين پس بغداد از نظر رشد ساختمانى تا پايان قرن سوم / نهم مدام توسعه يافت امّا وقايع سياسى كه در اين دوره گريبانگير امپراتورى عباسى بود اين توسعه را گاه متوقف و گاه شتابان مىكرد . دوران حكومت هارون الرشيد كه ضمن آن بيشتر كاخهاى « خلد » اقامتگاه خليفه بود تا زمانى كه رقّه را براى اقامت برگزيد براى بغداد دوران شكوفان آبادى بود . برمكيان به بركت ثروتهاى عظيمى كه اندوخته بودند و به سبب شوقى كه به تجملّ و شكوهمندى داشتند در زيباسازى يكى از محلههاى ساحل شرقى متصل به رصافه مجدّانه شركت كردند . اين محله را ، بيشك به سبب حضور مسيحيان از قديم در اين ناحيه ، شماّسيّه مىناميدند . در همين محل بود كه برمكيان بيشتر قصرهاى مجلل خود را كه به « الدوّر » يعنى كاخها شهرت دارند بنا كردند . امّا جعفر برمكى قصر ديگرى در جنوب رصافه بنا كرد كه در
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص١١٣