فرات كه آبهايش تا حومهء غربى بغداد پيش رفت همزمان بود . در واقع اين نيز خود يكى از شگفتيهاى اين سرزمين است كه طغيانهاى فرات كه خود بالاتر از دجله جريان دارد بتواند تا نزديكيهاى دجله پيش آيد ؛ در 942 ، به جاى دجله ، يكى از طغيانهاى فرات بود كه بخش غربى بغداد را به كلى ويران ساخت .
بنابراين ، اگر بگوييم كه دجله هم براى بغداد و هم براى بين النهرين بلا و خطرى است كه مىتواند ابعادى سخت و وحشتانگيز بيابد سخنى به گزاف نگفتهايم .
بنابراين ، جز به بهاى نبردى سخت و پيگير عليه اين طغيانها ، زيستن بر سواحل اين بزرگرود غيرممكن است . مردم از دير زمان به اين نبرد دست برده و ديوارههاى طبيعى رود را بالا آورده و گرداگرد شهر سيلبند ساختهاند . اما چون هر زمان كه دامنهء اين طغيانها وسعت زياد مىيافته اين ديوارهها و سيلبندها كارآمد نبوده معمولا به اصطلاح ، خود نيز به آتش دامن مىزدند ، بدين معنى كه از پيش سيل به راه مىانداختند و آن را هدايت مىكردند . ازينرو سيلبندها را در نقاطى كه از پيش تعيين مىشده مىشكافتهاند و آب بدين ترتيب در مناطق پست و گود پراكنده مىشده است . بر كرانهء راست ، آبهاى اضافى درون بزرگچال « عكركوف » جمع مىشده و از آنجا به چالهايى كه مثل دلوهاى چرخ آبكشى به موازات دجله و غراف رديف گرديده فرو مىريختهاند . بر كرانهء چپ ، آبها راه كانال نسبتا تنگى را پيش مىگرفتهاند كه بخصوص در ارتفاع بغداد بين محل شهر و پنجهء آبرفتى دياله تنگىاش محسوستر است و در پايان مسير خود به همين رودخانه مىريختهاند .
بديهى است كه اين راهحلها همگى تجربى بود و اساس علمى
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص٩٦