بنابراين ، اين بزرگرود 53 درصد سالانهء خود را تنها در ماههاى مارس ، آوريل و مه به جريان مىاندازد ، با اين حساب در ماه آوريل است كه بر اثر بارانهاى زمستانى كه بر فلات حاشيهء توروس يا كردستان فرو ريخته است سطح آب به بالاترين حد خود مىرسد و برعكس در پايان تابستان كه اثر دورهء طولانى خشكى بالاترين تأثير خود را كرده است سطح اين آبها به پايينترين حد خود مىرسد . بنابراين وضع دجله بستگى به ضريب بارندگى دارد . منحنى تغييرات سالانهء ميزان آبدهى آن و منحنى نزولات جوى با مختصر اختلافى بر هم منطبقاند . اين تغيير اندك نيز ناشى از مدت به راه افتادن و جابهجا شدن آبهاست . از آنجا كه نوع مديترانهاى نزولات جوى هم سال به سال بسيار تغييرپذيرند و هم در جريان يك سال ، بازتاب اين تغييرات بلافاصله در آبدهى دجله يا وضع آن محسوس و مشهود مىشود .
از نظر آبدهى ، دجله كه ميانگين آبدهى آن 236 ، 1 متر مكعب در ثانيه است ، در 1930 تنها 499 متر مكعب در ثانيه آبدهى داشته و بالعكس در 1947 اين ميزان به 670 ، 1 متر مكعب رسيده است . سالهاى پرآبى و سالهاى كمآبى هم در عراق هست و هم در مصر ، هم در بغداد و هم در قاهره ، اما شدت آن در سواحل دجله بيش از كرانههاى نيل است .
از لحاظ تاريخى هم كه حداكثر و حداقل آبدهى ساليانه پيش مىآيد تغييرات به همين نسبت مشخصتر و محسوستر است . حداكثر سالانه در 1914 ، در روز سوم دسامبر [ آبان ] ، كه معمولا سطح آبها هنوز خيلى پايين است ؛ و در سال 1932 ، در نوزدهم ماه مه [ ارديبهشت ] ثبت شده است . بنابراين ، اين حداكثر مىتواند در برههاى پنج ماهه جابهجا
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص٩٢