هنگامى كه الكساندر و لشكريانش از سركوبى طايفهء كاكرى بازگشتند و از آنچه بر سر گرگين آمده بود آگاهى يافتند ، با غلجايىها به سختى مبارزه كردند و اگر چه تعداد دشمنان زياد بود ، گرجىها توانستند از چنگ آنها بگريزند و به گرشگ بروند .
بعد از رسيدن خبر كشته شدن گرگين به اصفهان ، شاه فقط نمايندهاى به قندهار فرستاد تا عليه آن اقدام اعتراض كند . « 1 » ميرويس فرستادهء شاه را به زندان افكند و با ديگرى نيز به همان حال رفتار كرد . تنها در اين موقعيت بود كه دربار متوجه شد بايد دست به اقدامات شديدى بزند .
بنابراين ، برادرزادهء گرگين به نام كيخسرو « 2 » كه در آن وقت داروغهء اصفهان بود و مثل عموى خود در امور لشكرى بصيرت داشت در رأس دوازده هزار تن قزلباش و عدهاى گرجى به قندهار فرستاده شد . « 3 » كيخسرو مثل بسيارى از گرجىها كه ظاهرا اسلام آورده بودند ، در باطن به آيين عيسوى اعتقاد داشت و در واقع اگر ادعاى كروسينسكى صحت داشته باشد ، « 4 » كيخسرو مىخواست به آيين نياكان باز گردد و صليبى بر روى پرچم خود نصب كند ، و وقتى در نوامبر 1709 عازم قندهار شد ، كشيشى كار ملى به نام بزل پيرو سينت چارلز « 5 » و دو كشيش از فرقهء فرانسيسكن و يك نفر جراح ايتاليايى موسوم به جيوزپى فرسكوراتى و رونز در ميان اطرافيان او ديده مىشد . « 6 »
وقتى كيخسرو و لشكريانش به هرات رسيدند ، عبد اللّه خان سدوزايى « 7 » رئيس طايفهء ابدالى كه دشمن سر سخت غلجايىها بود به او پيوست ، ولى كيخسرو به دشوارى پيش رفت و فقط در
هامش
بودند به قتل رساندند و بعد جامههاى آنها را در بر كردند تا مردم تصور كنند گرجى هستند و به اين صورت وارد قلعهء قندهار شدند و افراد پادگان آنجا را كشتند و شهر را تصرف كردند . مطابق نوشتهء ژوزف آپى سليميان ، درMemoire sur la Guerre de Perse( وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، ورقa265 ) ، ميرويس گرگين را به ضيافتى فراخواند و سپس خاينانه او را بكشت . نويسندگان ديگر شرح كشته شدن گرگين را مختلف نوشتهاند .
- مقالهء سويمونف( Soimonov )تحت عنوان« Auszug aus dem Tage - Buch »در كتاب مولرSam mlung Russischer Geischichte , vol . Vll , p . 299 , ( Muller )و كتاب تاريخ سياح ، ترجمهء ابراهيم متفرقه ، صb27 . اين ترجمه از كتابى كه دو سرسو( du Cerceau )از روى خاطرات كروسينسكى تهيه كرد به عمل آمده است .
( 1 ) . كلراك ، جلد اول ، صفحات 80 - 83 .
( 2 ) . كيخسرو يكى از فرزندان لئون بود .
( 3 ) . محمد محسن ، زبدة التواريخ ، ورقa203 .
( 4 ) . كروسينسكى ، ص 144 .
( 5 ) .Basil of St Charlesاين شخص زبان فارسى را خوب مىدانست . سال قبل به ميشل فرستادهء دولت فرانسه كمك كرده و عهدنامهاى را كه ميشل با ايران بسته بود به زبان فارسى در آورده بود . براى شرح حال او -A Chronicle of the Carmeutes , vo 1 . II , pp . 812 - 13( 6 ) .Giuseppi Frescurati Veronese، كلراك در شرح اين لشكركشى از نوشتههاى فرسكوراتى( Frescurati )استفاده كرده است .
( 7 ) . عبد الله خان سدوزايى مثل بسيارى از اعضاى خانوادهء خود سالها در ملتان اقامت داشت . در فصل بعد جزئيات كار او خواهد آمد .