تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
ميرويس داشت موجه بود ، زيرا ميرويس رهبرى شورشيان را به عهده گرفت . اگر چه غلجايىها جنگ‌جويان قابلى بودند ، و ليكن گرجىها توانستند به زودى بر آنها فايق آيند . سپس گرگين ميرويس را اسير كرد و به اصفهان فرستاد و به دربار ايران اخطار كرد كه چون وى مرد خطرناكى است ، بايستى تحت‌نظر گرفته شود ، زيرا در صورت آزادى مخاطراتى به وجود خواهد آورد . « 1 » ميرويس پس از رسيدن به پاى تخت ايران به زودى توانست با چاپلوسى و دادن رشوه ، « 2 » نه فقط آزادى خود را به دست آرد بلكه به حضور شاه نيز پذيرفته شود . و چون مرد زيركى بود ، فورا متوجه اوضاع آشفتهء دربار شد و دريافت كه در آنجا گرگين داراى دشمنان زيادى است . سپس پيش شاه از ظلم و ستم گرگين و سپاهيان او شكايت كرد و يادآور شد كه اين مرد چند سال قبل از آن عليه شاه شورش كرده بود . همچنين گفت كه خود هيچ‌گونه نظر بدى نسبت به ايران ندارد ، بلكه گرگين‌خان است كه مقاصد سويى در سر مىپروراند . ميرويس به اين وسيله و همچنين با دادن رشوه توانست در دربار ايران جايى براى خود باز كند و شاه ساده لوح را نيز متقاعد سازد . و پس از آن كه چنين موقعيت مناسبى در اصفهان به دست آورد ، « دريافت كه آنچه باعث تحكيم محبوبيت او خواهد شد عمل خير مردم پسندى است كه به او حالت تقدس بدهد و وى را در نظر مردم آدم دين دارى معرفى كند . زيارت مكه اين منظور را به خوبى بر مىآورد و متضمن فوايد ديگرى نيز بود . . . » . « 3 » بنابراين ميرويس به آسانى توانست اجازهء زيارت مكه را كسب كند و به محض ورود به آن شهر تظاهر و خود فروشى را كنار نهاد و از علماى مكه پرسيد آيا مجاز است كه وى و قبيلهء او كه همه سنى هستند سوگند وفادارى خود را نسبت به شاه شيعى بشكنند ؛ و پس از دريافت فتوايى كه منظور او را تأمين مىكرد ، عازم اصفهان شد و در تابستان 1708 به آن شهر رسيد . در اين هنگام اسرائيل اورى ، كه عازم دربار ايران بود ، به شماخى رسيد و نه تنها در دربار
هامش
همچنين و خوشت و سخنيا چخايدزه دو مورخ گرجى طبعا سخنى از بدرفتارى گرگين با غلجايىها به ميان نمىآورند ، ولى شخص اخير اعتراف مىكند كه گاهى گرگين « عصبانى » مىشد . ( 1 )Sekhnia Chkheidze , op . cit , Historie de la Georgie , vo 1 . 11 , p . 26طبق نوشتهء و خوشت ، غلجايىها در آن وقت شورش نكرده بودند . گرگين كه نسبت به ميرويس ظنين بود ، پس از آن كه ميرويس فتنهء طايفهء هزاره را فرو نشاند ، او را به بهانهء رساندن اين خبر به اصفهان فرستاد ولى در واقع اين عمل براى آگاه كردن دربار ايران از اخلاق خطرناك او بود . -Histoire de la Georgie , vo 1 1 , part 1 , p 101همچنين - كتاب كروسينسكى ، ص 113 ، و مجمع التواريخ ، اثر محمد خليل ، ص 4 . روى هم رفته قول سخنيا چخايدزه معتبرتر است . در تمام منابع نوشته شده است كه ميرويس شخص زيرك و كاردانى بود و از رفتار آمرانهء گرگين دل خونينى داشت . ( 2 ) . ژوزف آپى سليميان در يادداشتى تحت عنوان« Memoire sur la Guerre Civile de Perse( وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، ورقb264 ) مىنويسد كه ميرويس به اين طريق ششصد هزار اكو پرداخت . ( 3 ) . كروسينسكى ، صفحات 116 - 117 .