تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
وحشت و اضطراب ايجاد كرد ، بلكه مبلغان عيسوى و بازرگانان اروپايى مقيم اصفهان را نيز نگران و پريشان ساخت . ميرويس توانست به آسانى از اين موقعيت استفاده كند ، زيرا با اشارات و كنايات خود به ترس و بيم درباريان افزود و اظهار داشت كه پطر كبير تصميم دارد به ايران حمله كند و ارمنستان و گرجستان را به روسيه ملحق سازد و گرگين هم حاضر است با تمام سپاهيان گرجى به او بپيوندد . ميرويس از اين قضيه نيز كه برادر گرگين به نام آرخيل ساليان دراز در روسيه اقامت داشته بود استفاده كرد . « 1 » توطئه‌ها و دسايس ميرويس به اندازه‌اى موثر افتاد كه پادشاه خلعتى به او بخشيد و به وى اجازه داد به قندهار بازگردد تا مانع از اقدامات خصمانهء گرگين خان شود . گرگين طبعا از بازگشت دشمن خود به آن صورت در خشم شد و چون قدرت و نفوذ خود را در اصفهان از دست داده بود ، نمىتوانست عليه ميرويس دست به اقدامى بزند . رئيس زيرك قبيلهء غلجايى با وجود اين از مخالفت علنى با گرگين خوددارى كرد ، ولى در خفا ياران خود را از وضع اصفهان آگاه ساخت و آنها را سوگند داد كه با جان و مال در راه كشتن گرگين منفور با او همكارى كنند . فرصتى كه ميرويس انتظار رسيدن آن را مىكشيد در آوريل 1709 فراهم شد ، زيرا اكثر سپاهيان گرجى به رهبرى برادرزادهء گرگين به نام الكساندر از قندهار دور بودند و به سركوبى طايفه كاكرى اشتغال داشتند . « 2 » به درستى معلوم نيست گرگين چگونه كشته شد ، زيرا روايات متناقضى راجع به مرگ او در دست داريم ( حتى دو منبع گرجى با هم اختلاف دارند ) ، ولى اصل قضيه معلوم است . ميرويس و دوستانش از غيبت سپاهيان گرجى استفاده كردند و در دهكده‌اى به نام ده شيخ در چهل ميلى قندهار به گرگين خان حمله بردند و او را با سپاهيانش به قتل رسانيدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ممكن بود در تأييد بيانات خود بگويد كه دومنتى( Domenti )برادر زادهء گرگين و برادر و ختانگ به تازگى از مسكو بازگشته‌اند . ( 2 ) . - مجمع التواريخ ، اثر محمد خليل ، ص 6 ؛ و خوشت ، همان كتاب ، ص 101 ؛ سخنيا چخايدزه ،« Chronique »، ص 29 . ميرزا مهدى در تذكرهء نادرى ، ص 4 ، مىنويسد : وقتى گرگين به قصد تنبيه طايفهء كاكرى حركت مىكرد ، ميرويس او را اسير نمود و شخصى موسوم به مراد خان را فرمان داد او را به قتل برساند . اين قضيه صحت ندارد . ( 3 ) . و خوشت ، همان كتاب ، ص 102 ، مىنويسد كه ميرويس ابدالىهايى را كه با گرگين بودند فريب داد و وارد خيمهء حاكم شد و آن را بر سرش خراب كرد و بدين وسيله مانع از فرار او شد و او را به قتل رسانيد . سخنيا چخايدزه در« Chronique »چنين مىنويسد ( صفحات 29 - 30 ) : كه گرگين غافل گير شد ولى شجاعانه از خود دفاع كرد و قبل از آن كه از پا در آيد چند تن از دشمنان را به خاك هلاك افكند . كروسينسكى ، ص 132 ، فقط مىنويسد كه ميرويس گرگين را كشت ولى جزئيات قتل او را ذكر نمىكند . محمد خليل ، همان كتاب ، صفحات 6 - 7 مىنويسد كه ميرويس و همراهانش در نيمه شبى به حرم سراى گرگين رفتند و مراد خان ، يكى از افغان‌ها او را در حالى كه بيرون مىآمد گرفت و بكشت . سپس غلجايىها ساير گرجىها را كه در آن حول و حوش چادر زده
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 77 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى