سنىهاى طايفهء غلجايى به رهبرى محمود در سال 1719 كرمان را گرفتند ، زردشتيان نه تنها مهاجمان را دشمن خود ندانستند بلكه آنها را ناجى و آزاد كنندهء خود محسوب داشتند .
2 - كليمىها
كليمىهاى ايران مثل زردشتيان در زمان پادشاهان پيشين زجر و آزار فراوان ديده بودند . بعد از جلوس شاه سلطان حسين ، زنده كنندگان آيين تشيع « 1 » حملات خود را متوجه كليمىها و زردشتيان ايران كردند و بسيارى از آنها را به كيش اسلام در آوردند . « 2 » علل مذهبى تنها محرك تعقيب كليمىها نبود : اين عده گاهى متهم به جادوگرى مىشدند « 3 » و همچنين ضرر مادى بسيار مىديدند ، زيرا قانونى وجود داشت كه به موجب آن اگر يك نفر كليمى يا عيسوى اسلام مىآورد ، مىتوانست اموال خويشان خود را تصاحب كند . « 4 »
در حقيقت رنج و عذاب كليمىها در زمان شاه سلطان حسين چنان شديد بود كه يكى از مورخان معاصر گفته است : « فقط انقراض سلسلهء صفويه در نتيجه حملهء موفقيت آميز افاغنه و روى كار آمدن پادشاه غير متعصبى مثل نادرشاه بود كه كليمىهاى اصفهان ، و به طور كلى كليمىهاى ايران ، را از نابودى كامل نجات داد . » « 5 »
3 - جوامع مسيحى
احتمالا بزرگترين جامعهء مسيحى ايران در زمان صفويه را پيروان آيين گريگوريان تشكيل مىدادند كه اعضاى آن از نژاد ارمنى بودند . اسقف بزرگ در اچميادزين « 6 » كه در آن وقت جزء ايران
هامش
( 1 ) . معلوم نيست محمد باقر مجلسى تا چه حد مسئول زجر و آزار كليمىها بود . ادوارد براون در كتابPersian Literature in Modern Times , p . 404قصهء عجيب ذيل را راجع به او ذكر مىكند : « شخصى بعد از مرگش او را به خواب ديده و از او پرسيد در آن جهان چگونهاى و با تو چگونه رفتار شد ؟ در پاسخ گفت هيچ يك از كارهايم به من سودى نبخشيد ، جز آن كه روزى سيبى به يك نفر جهود دادم و اين عمل مرا نجات داد . »
( 2 ) . براى شرحى راجع به تعقيب كليمىها كه توسط يكى از كليمىهاى ايران نوشته شده است - كتاب بابى بن لطف كاشانى كه اثر منظومى به زبان عبرى است . اين كتاب را باشه( W . Bacher )به زبان فرانسه ترجمه كرد و انتشار داد درRevue des Etudes Juives , vo 1 . L II , pp . 77 - 97 234 - 71 ; vo 1 . LIII , pp . 85 - 110( 3 ) . شاردن ، سفرنامه ، جلد ششم ، ص 133 .
( 4 ) . اين قانون به وسيلهء شاه عباس اول كه آدم غير متعصبى بود اجرا شد و بعدها شاه عباس دوم آن را معمول داشت . چنان كه ديده خواهد شد اين قانون در وضع عيسوىها بيش از كليمىها مؤثر افتاد .Isfahan , the Story of a jewish community in Persia , in the Josua Star Memorial"W . J . Fischel ,( 5 )Volume ( new york ' 1953 ) 'p . 126 .( 6 ) . براى شرح اچميادزين در اوايل قرن هيجدهم -J . Piion de Tournefort , A Voyage into the Levant , vo 1 III , pp . 169 - 72 .منظرهاى از اجمياد زين با كوه آرارات در پشت آن در مقابل ص 177 همان جلد ديده مىشود .