ملكهء كتيوان « 1 » داشتند و بىعلت نبود كه از ايران متنفر بودند ، ولى هميشه عدهاى از آنها مىخواستند به خدمت شاه در آيند ، و لو اين كه چنين كارى مستلزم اسلام آوردن بود . عدهاى از گرجىها در قشون ايران دست از آيين خود برداشته بودند « 2 » ولى اكثريت آنها همان آيين قبلى را داشتند .
اسلام آوردن عدهاى از گرجىها كاملا آزادانه و در بسيارى از موارد فقط به صورت ظاهر بود و محققا در نتيجهء تهديد جهاد از طرف مسلمانان انجام نمىگرفت .
هنگامى كه سراسقف آنقره « 3 » عازم اصفهان شد تا از شاه تقاضا كند امتيازات كاتوليكهاى ايران را به آنها بازگرداند ، « 4 » بيم داشت كه با مخالفت شديد شيعيان متعصب روبهرو شود ، و چون از نفوذ محمد باقر و ساير علما آگاه بود ، تصور كرد كه پادشاه صفوى « آنقدر متعصب است كه خود را دين پرور « 5 » مىنامد و طبعا بيشتر مايل است كه از امتيازات عيسويان بكاهد » « 6 » . ولى وقتى اسقف مذكور به پاى تخت ايران رسيد ، دريافت كه شاه به عيسويان نظر خوبى دارد و در نتيجه توانست فرمانهايى را كه مىخواست و همچنين فرمانى به منظور حفظ مبلّغين مسيحى از شاه بگيرد .
به اين طريق معلوم بود كه اگر شاه را به حال خود بگذارند ، با وجود تعليم و تربيتى كه ديده بود تعصبى نشان نخواهد داد . مىگويند چند سال بعد در ضمن اين كه شاه ساعتى را كه ژاكوب روسو « 7 » ، ساعت ساز دربار ، ساخته بود نگاه مىكرد ، گفت : « مىبينم كه فرنگىها از كارگرهاى ما بهتر كار مىكنند و فكر مىكنم همانطور كه در هنر از ما پيشاند ، در امور مذهبى هم همين طور باشند . » « 8 » شاه اگر چه طبعا رحيم دل و غير متعصب بود ، ولى چنان سست عنصر بود كه هرگز نمىتوانست خواهش اشخاص متنقذى مانند محمد باقر يا محمد حسين را رد كند . به اين طريق ،
هامش
( 1 ) .Ketevan( 2 ) ., in Churchill's Collection of Voyages and"A Voyage round the World"G . Gemelli - Careri ,Travels ( London , 1704 ) , p . 125 .( 3 ) . نام او پيوتروپاولو پيروسينت فرانسيس( Pietro Paolo of st , Francis )بود و قبل از ورود به فرقهء مذهبى ، دون فرانت پالمادارتوا( Ferrante Palma d'Artois )نام داشت . در سال 1696 سراسقف آنقره و قائم مقام پاپ در نزد مغولان و امراى دكن و گلكنده شد . -A Chronicle of the Carmelites in Persia , vo 1 . II , pp . 975 - 6 .( 4 ) . رقمها يا فرامينى كه اين امتيازات را تفويض مىكرد ، مىبايستى پس از جلوس پادشاه جديدى به تخت سلطنت تجديد شود .
( 5 ) . اين لقب در روى سكههاى زمان شاه سلطان حسين نقش مىشد - كتاب رابينو( H . L . Rabino )تحت عنوان :Coins , Medals and Seals of the Shahs of Persia , p . 92( 6 ) .Gaudereau , Relation II , P . 6 .( 7 ) . براى جزئيات مختصر اصل و نسب و شغل او - فصل سى و چهارم اين كتاب .
( 8 ) . كروسينسكى ، ص 95 .