گرگينخان را از مشهد به پاى تخت اعزام داشت . كى خسرو ، كه مانند اكثر گرجىها شخص شجاع و رهبر نظامى با كفايتى بود ، به آسانى انقلاب را فرو نشاند .
اين اقدام به منظور بر تخت نشاندن برادر شاه سلطان حسين چند بار در طى سلطنت او تكرار شد و شاه براى آن كه عباس ميرزا جاى او را نگيرد ، خوش بختانه اجازه نداد او را از نعمت بينايى محروم كنند . « 1 »
شاه و درباريان بىشمار او در اوايل 1708 به اصفهان بازگشتند و دريافتند كه امنيت حكم فرماست . ترديدى نيست كه به علت قدردانى از خدمات كىخسرو در فرونشاندن آتش فتنه بود كه شاه او را به عنوان داروغهء پاى تخت منصوب كرد .
در اين ضمن در شمال غربى مملكت ، لزگىهاى ماجراجو در سال 1706 در گرجستان به تاخت و تاز پرداخته بودند . يكى از علل شورش آنها اين بود كه كمك مالى دولت ايران به آنها مرتبا نرسيده بود . توضيح آن كه دولت ايران سالها به آنها مبلغى مىپرداخت تا آرام باشند ، و ليكن به علت نادرستى مأمورانى كه پولها را در دست داشتند ، لزگىها به آسانى موفق به گرفتن مقررى خود نمىشدند .
همچنين در اوايل سال 1709 طغيان شديدى در شيروان روى داد كه يكى از فرماندهان ايرانى به نام لطف على خان رهبرى آن را به عهده داشت . « 2 »
در ساير نقاط مملكت واقعهء مهمى روى نداد ، ولى اين فقط آرامش قبل از طوفان بود .
هامش
( 1 ) . مطابق نوشتهء كروسينسكى ، ص 49 ، اين دو برادر ضمن سلطنت پدر كه مسئلهء جانشينى او هنوز معلوم نبود ، قسم خوردند كه هر كدام از آنها شاه شود ديگرى را كور نكند .
( 2 ) . نامهء اسراييل اورى از شماخى به شاهزاده پطر ماتوى ويچ گاگارين( Matveivich Gagarin )مورخ اول اكتبر 1709 ( 20 سپتامبر ) ، كه ازوف( G . A . Ezov )نقل كرده است در :Snosheniya Petra Velikogo s Armiyanskim Narodom , pp . 248 - 9