تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
متعدد خود به دست آورده بود ، بعدا مورد استفاده جغرافىدان و نقشه‌كش معروف فرانسوى به نام گيوم دوليل « 1 » واقع شد . « 2 » سفير لهستان كه يكى از كاتوليك‌هاى شماخى و به نام زورابك موسوم بود در پاييز 1698 به اصفهان آمده بود . رئيس هيئت مذهبى يسوعى در شماخى به نام ژان باتيست دولاماز نيز همراه او بود . « 3 » بايد دانست تمام كسانى كه به ايران مىآمدند و از طرف پادشاهان اروپايى نامه داشتند ، مأمور سياسى نبودند . چنين نامه‌هايى معمولا به مبلغان عيسوى و در بعضى موارد به مسافران داده مىشد ، تا در طى مسافرت خود از خطر محفوظ و مصون باشند . مبلغان عيسوى كه به اين طريق سفر مىكردند هميشه لباس غير مذهبى بر تن داشتند . « 4 » حاملان اين نامه‌ها ، خواه مأمور سياسى و خواه غير از آن بودند ، از طرف شاه مقررى روزانه دريافت مىداشتند « 5 » و در بعضى موارد از امتيازات ديگر نيز برخوردار مىشدند .

1 - تركيهء عثمانى

اگر چه در آغاز سلطنت شاه سلطان حسين چنين به نظر مىرسيد كه دورهء صلح با تركيه مثل سابق ساليان دراز ادامه خواهد داشت ، و ليكن واقعه‌اى روى داد كه در روابط ايران و عثمانى تا مدتى خلل وارد آورد . اين واقعه مربوط به اشغال شهر بصره و قسمتى از ايالت بصره توسط سپاهيان ايران بود . اين خود يكى از عجايب روزگار است كه قواى شاه سلطان حسين صلح دوست توانست بصره را اشغال كند ، در صورتى كه در سال‌هاى بعد نادر با لشكريان آزمودهء خود نتوانست به اين مقصود نايل آيد .
هامش
Biographiskl Lexicon ofver Namnunnige Svenska Man ( Uppsala , 1837 ) , vo 1 , lvاستاد كنووالف( Konovalov )جزئيات جالبى از كارهاى او را در مقالهء خود آورده است . - 101 - 72Ludvig Fabritiuss Account of the Razin Rebellion , Oxford Slavonic Papers , vo 1 . VI ( 1955 ) , pp .( 1 ) .Guillaume Delisle( 2 ) . فابرى تيوس در سال 1671 به ايران آمد و قبل از آن به دست استنكا رازين گرفتار ولى موفق به فرار شده بود . - كتاب استاد كنوولف ، ص 73 . ( 3 ) . براى جزئيات اين سفر - "Journal" ، اثر پيردولاماز( Pere de la Maze )درLetres Edifiantes et Curieuses , vo 1 , IV , pp . 53 - 112 .( 4 ) .Baudelot de DairvaI , Voyage du Sirer Paul Lucas au Levant , vo 1 11 , p . 103( 5 ) . عملا به علت نادرستى حكام و مأموران ، مسافران تمام مقررى خود را دريافت نمىداشتند و گاهى موفق به گرفتن هيچ‌گونه مقررى نمىشدند . مثلا اسقف آنقره با آن كه شخص مهمى بود فقط قسمتى از آنچه بايستى بگيرد دريافت داشت . -Gaudereau . Relation II . p . 152
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 44 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى