تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
شيعيان متعصب بود ، غالبا از زير دستان تيره بخت خود پول مطالبه مىكرد . « 1 » اگر چه گرگين خان و لشكريان نيرومند او براى فرو نشاندن اين طغيان آماده نبودند ، ولى قواى شاه بدون كوچك‌ترين اشكالى امنيت و آرامش را برقرار كرد . كشيش فرانسوى گودرو ، كه در آن وقت در اصفهان بود ، مىگويد كه در نتيجهء اين پيروزى ، مردم شهر شادىها كردند و سربازان هنگامى كه از كردستان باز مىگشتند ، در حالى كه پانصد تا ششصد سر روى نيزه حمل مىكردند ، از خيابان‌ها با فريادهاى بلند گذشتند . « 2 » در اواخر قرن هفدهم ، شاه سلطان حسين قريب شش سال سلطنت كرده بود و در اين مدت از زهد و پرهيزگارى سابق خود دست شسته ، و چنان كه ديديم ، به فسق و فجور مشغول بود . وى ، اگر چه مثل پدرش طبعى عصبى نداشت ، ولى مىتوانست در طى چند روز متوالى باده گسارى كند و بديهى است كه به اين ترتيب از امور كشور غافل مىماند . اما در لحظاتى هم كه هوشيار بود تمايلى به تمشيت امور مملكت نشان نمىداد . « 3 » چنان كه گفتيم ، مجتهدان و خواجه سرايان به آسانى توانستند وى را آلت دست خود قرار دهند . در نتيجه ، وزرا و اعيان و اشراف و بستگان آنها از هر فرصت براى تحصيل ثروت استفاده كردند . حكام ولايات نيز به آنها تأسى جستند و از زيردستان خود تا حد امكان پول گرفتند . شاه سلطان حسين به امور حرم‌سراى خود سخت علاقه داشت و براى تزيين آن مبالغ گزافى خرج مىكرد . خواجه سرايان او در كوچه‌هاى جلفا گردش مىكردند و هر جا دختر يا زن خوب رويى مىديدند ، او را براى شاه مىربودند . در يك مورد ، راهبهء زيبايى به دست شاه افتاد و به حرم‌سرا فرستاده شد . بعد از پانزده روز ، مادر بزرگ شاه او را متقاعد كرد كه آن زن را آزاد كند و اظهار داشت كه اگر آزارى به چنين زنى كه خود را وقف خدا كرده است برساند ، به لعنت خداوند گرفتار خواهد شد . « 4 » نقاش هلندى ، كورنليوس دوبروين « 5 » ، هنگامى كه در اواخر 1703 به اصفهان رسيد ، فورا با اوضاع آشنا شد و دربارهء شاه نوشت : « پادشاه شيفته و فريفتهء زنان و پاى بند شهوت و هرزگى
هامش
( 1 ) . وى از سال 4 / 1703 تا 7 / 1706 حاكم اردلان بود . - مقالهء نيكيتين, ( B . Nikitin ) Les Valis d'Ardelan »درRevue du Monde Musulman , vo 1 . XLLX ( 1922 ) p . 82( 2 ) .Gaudereau , Relation d'une Mission faite nouvellement par M . I'Archevesgue d'Ancyre a Ispahan en Perse Pour la , Reunion des Armtniens al'Eglise Catholigue , Paris , 1702 , p . 38از اين به بعد اين اثر راRelation IIمىناميم . ( 3 ) .De Bruyn , Travels , vo 1 . 1 , pp . 203 , 211 .( 4 ) . گودرو ،Relation II. ( 5 ) . كورنليوس دوبروين ، ص 96 . به احتمال قريب به يقين ، مريم بيگم عمهء پدر شاه بود كه باعث آزادى اين راهبه شد . كروسينسكى اشتباها مريم بيگم را مادر بزرگ شاه مىخواند .