بود و اتفاقا موردى پيش آمد كه دولت ايران به خدمات او احتياج پيدا كرد .
در زمستان سال 1699 ، عدهء زيادى از بلوچها ، به رهبرى مير خسروخان ، به شهر كرمان حمله بردند و به قتل و غارت پرداختند . بعضى از اين عده تا يزد پيش آمدند و گروه ديگرى به جنوب غربى رفتند و بندر عباس را تهديد كردند . شاه كه با وضع دشوارى روبهرو شده بود ، گرگينخان را مأمور دفع ياغيان كرد . ولى وى كه آرزومند بازگشت به كارتيل بود نپذيرفت .
عاقبت در مجلسى ، شاه اصرار كرد كه وى به كرمان برود و ، چون سر هر دو از باده گرم بود ، گرگين خان رضا داد . « 1 »
بعد از آن ، گرگين به حكومت كرمان منصوب و تداركات جنگ فراهم شد . وى در نوامبر 1699 برادر خود لئون را با لشكرى از گرجىها براى سركوبى دشمن اعزام داشت . لئون در ظرف بيست روز به كرمان رسيد و از طرف اهالى با آغوش باز پذيرفته شد . در نخستين جنگى كه ميان بلوچها و گرجىها در گرفت ، بلوچها شكست خوردند . « 2 » خود گرگين با جمع ديگرى از گرجىها ، در ماه مه 1700 ، به كمك برادر شتافت و در جنگ سختى كه روى داد ، گرگينخان بلوچها را شكست داد و تلفات سنگينى بر آنها وارد آورد .
گرگين بعد از اين پيروزى ، سر ياغيان بلوچ را به اصفهان فرستاد . « 3 » شاه سلطان حسين ثروت زيادى به پاداش خدمتى كه لئون كرده بود به وى بخشيد و منصب ديوان بيگى اصفهان را به او تفويض كرد . « 4 » و چون با وجود شكست بلوچها باز هم طغيان آنها از ميان نرفته بود ، گرگين در مقام خود در كرمان باقى ماند ، تا اين كه در اوايل تابستان 1704 بلوچها سخت به قندهار حمله بردند و او با عدهاى براى دفع آنها مأمور شد .
در ايامى كه بلوچها ايالات كرمان و يزد را عرصهء تاخت و تاز كرده بودند ، طغيانى در كردستان در نتيجهء رفتار ظالمانهء حسن على خان ، حاكم اردلان ، روى داد . وى گذشته از اين كه از
هامش
( 1 ) . -« Histoire de Kartli »، اثر تزارويچ وخوشت( Wakhusht )در كتاب بروسه( Brosset )تحت عنوان; Histoire de la Georgie , vo 1 II , Part 1 , p . 98و« Chronique »اثر سخنيا چخايدزه( Sekhnia Chkheidze )در كتاب بروسه مذكور ، جلد دوم ، ص 16 . اين طرز رفتار انسان را به ياد ايرانىهاى قديم مىاندازد كه به قول هرودوت ( تاريخ ، 1 ، 133 ) مايل بودند دربارهء موضوعهاى مهم اول به حال مستى و بعد در هوشيارى ، يا بالعكس ، بحث كنند و بعد تصميم بگيرند .
( 2 ) . مورخ گرجى ، سخنيا چخايدزه ، در اين لشكركشى همراه لئون بود و ادعا مىكند كه سه نفر از سربازان دشمن را با نيزه خود هلاك كرد . - 20 - 16« Chronique » , Histoire de la Georgie , vo 1 . II , part II , pp .( 3 ) . اين عمل در آن عهد مرسوم بود .
( 4 ) . لئون چند فرزند داشت كه از آن ميان وختانگ و كىخسرو در زمان شاه سلطان حسين به مقامات بلند رسيدند . خود لئون بعد از آن كه به آيين كاتوليك در آمد ، در اصفهان به سال 1709 در گذشت . وى چندان لياقتى نداشت .