فصل چهارم اوضاع داخلى ايران از 1694 تا 1709
اگر چه هنگام جلوس شاه سلطان حسين به تخت سلطنت اوضاع ايران آرام به نظر مىرسيد ، ولى مخالفان خود را آماده مىكردند و وضع داخلى كشور پيوسته رو به وخامت مىرفت . چنان كه ديديم ، شاه رئوف و رحيم دل بود و مثل پدرش به امور كشور نمىپرداخت و به زودى تحت نفوذ اشخاص با اراره قرار گرفت . وضع دربار به علت توطئهها و كشمكشهاى خواجه سرايان بسيار آشفته بود ، و مهمترين دستهاى كه براى كسب قدرت مىكوشيد دستهء مجتهدان بود ، و با نفوذترين آنها محمد باقر مجلسى نام داشت .
وضع قشون به جز در بعضى از نواحى سرحدى ، بسيار خراب بود و به زودى قشون به صورتى در آمد كه نمىتوانست مخالفان شاه را سركوبى كند .
دولت در ايالات دور دست قدرت و اختيارى نداشت و هدف اصلى حكام و مأموران جبران كردن رشوههايى بود كه براى نگاه داشتن مقام خود پرداخته بودند . همچنين مىكوشيدند قبل از آن كه اشخاص ثروتمندتر و با نفوذترى جاى آنها را بگيرند ، ثروت و مكنتى براى خود كسب كنند .
يكى از علايم ضعيف شدن قدرت پادشاه ، ناامنى راههاى كاروانى بود ( زيرا راهى به معناى جديد وجود نداشت ) . اگر چه جهان گرد فرانسوى ، آندره دوليه دلاند « 1 » ، كه در اواخر سلطنت شاه عباس ثانى در ايران بود ، نوشته است كه امنيت كامل در آن راهها حكم فرما بود ، « 2 » ولى ساير جهان گردان اروپايى چنين عقيدهاى نداشتند . درست است كه در آن ايام اشخاصى به نام راهدار وجود داشت ، ولى اين اشخاص مأموران گستاخ و بىتربيتى بودند و اگر عدهء آنها از مسافران
هامش
( 1 ) .Andre Daulier Deslandes( 2 ) . -Les Beautez de la Perse ( paris , 1673 ) , p . 8