بيشتر بود ، اموال كسان را ، كه مىبايستى محافظت كنند ، به ياد غارت مىدادند . پل لوكا « 1 » ، كه در سالهاى 1700 و 1701 در ايران بود ، از بد رفتارى آنها شكايت مىكند و مىگويد : « براى آن كه به شما هتاكى نشود ، بايد هميشه فحش و ناسزا بگوييد و اسلحه در دست داشته باشيد . » « 2 » جهان گرد مذكور مىنويسد كه شاه عدهاى را در خدمت خود نگاه مىداشت كه به قلع و قمع دزدان بپردازند . اين اشخاص بعد از آن كه دزدان را به قتل مىرساندند ، سرهاى آنان را به حضور شاه مىبردند تا پاداش خود را دريافت دارند . همچنين براى به دست آوردن انعام ، مردگانى را كه به تازگى مدفون شده بودند از گور بيرون مىآوردند و سر آنان را به عنوان سر دزدان به دربار مىبردند . اتفاقا تقلب اين اشخاص كشف شد ، زيرا يكى از سرهايى را كه به اين طريق به حضور شاه آوردند سر غلامى بود كه به خدمت يك نفر فرانسوى به نام ژورد ، جواهر ساز پادشاه ، در آمده بود . كسى كه اين حيله را به كار برده بود به چوب فلك بسته شد . « 3 » مع الوصف اقداماتى كه براى جلوگيرى از دزدان به كار رفت كاملا بىاثر ماند .
هنوز شاه سلطان حسين چند ماهى بر تخت نبود كه در گرجستان طغيانى به وقوع پيوست .
در سال 1688 شاه سليمان ، گرگين خان يازدهم ، يا شاهنواز سوم ، « 4 » را كه پادشاه كارتيل و والى گرجستان بود از مقامش خلع كرده بود . اگر چه شاه منصب اول را در سال 1691 دوباره به او تفويض كرد ، و ليكن گرگين بعد از چهار سال در نتيجهء توطئهاى تخت و تاج خود را از دست داد .
شاه سلطان حسين به حالش رحمت آورد و او را به دربار فراخواند و قسمتى از اختيارات سابق را ، به استثناى تخت و تاجش ، به وى باز گردانيد . « 5 »
گرگين كه از خانوادهء سلطنتى با گراتى بود در آن زمان ( 1697 ) بسيار جوان بود و طبعى جاه طلب و مبارزه جو داشت و دليرانه مىجنگيد ، ولى به علت تهور و بىباكى ، فرمان دهء خوبى نبود . يكى از نويسندگان فرانسوى در قرن هجدهم دربارهء او مىنويسد : « گرگين ثابت كرد كه شجاعت وقتى با حزم و احتياط همراه نباشد تا چه اندازه خطرناك است . » « 6 » وى در ادارهء امور بسيار سخت گيرى ، و گاهى بىرحمى ، مىكرد . و براى رسيدن به مقاصد خود جنگ و ستيز را بر سياست و زيركى ترجيح مىداد . هنگامى كه اشخاص بىكفايتى را كه در دربار ايران مىزيستند به نظر مىآوريم ، مىبينيم كه گرگين ظاهرا براى فرو نشاندن آتش طغيان احتمالى لايقتر از ديگران
هامش
( 1 ) .Paul Lucas( 2 ) . -Voyage de Sieur Paul Lucas au Levant , vo 1 . 11 , p , 45( 3 ) . همان كتاب ، ص 111 .
( 4 ) . تمام مورخان ايرانى او را گرگين خان مىنامند .
( 5 ) . نامهء ريكار مورخ 7 اوت 1697 در 262Nouveaux Memoires des Missions , vo 1 . lll , p .ريكار بيمارى گرگين را شفا داد و با او دوست شد .
( 6 ) . - كتاب پى سنل( Peyssonnel )تحت عنوان :Essai sur les Troubles actuels de perse et de Perse et de Georgie ( Paris , 1754 ) . p . 52 .