استون راجع به كروسينسكى و دوسرسو منصفانه نيست . وى مىنويسد :
« همچنين تاريخ عجيبى از تسلط غلجايىها در دست است كه از يادداشتهاى كروسينسكى كه در آن وقت در اصفهان بود اقتباس شده است . ولى زودباورى اين كشيش يسوعى و قوهء تصور ناشر فرانسوى او داستان تاريخى اغراقآميزى به وجود آورده است كه اگر چه فاقد اطلاعات نيست ولى در تعيين مطالب درست و نادرست آن بايد همان اندازه معلومات داشت كه براى نوشتن يك تاريخ صحيح لازم است . » « 1 »
كتاب مذكور مورد توجه معاصران كروسينسكى و دوسرسو واقع شد و اين نكته از چاپهاى متعدد آن و ترجمهء آن به انگليسى و ساير زبانهاى اروپايى به خوبى برمىآيد . « 2 » دوسرسو چندى بعد از انتشار كتاب ، در 4 ژوئيهء 1730 تصادفا مورد اصابت گلولهء شاگرد خود ، شاهزادهء جوان ، پرنس دوكنتى قرار گرفت و در اثر زخم آن در گذشت .
در اين ضمن شهرت كتاب فوق به تركيه رسيد . وزير اعظم به ابراهيم متفرقه ، كه مرد دانشمندى از مجارستان بود و تصدى چاپخانهء جديد التأسيس تركيه را به عهده داشت ، فرمان داد كه آن كتاب را به تركى ترجمه كند . اگر چه گاهى گفته مىشود كه خود كروسينسكى خاطراتش را به زبان تركى ترجمه كرد ، ولى اين ادعا به كلى باطل است و همچنين قول بعضىها بر اين كه ابراهيم افندى از متن لاتينى خاطرات كروسينسكى استفاده كرد صحت ندارد . از مقايسهء ترجمهء تركى ابراهيم افندى با متن كتاب دوسرسو چنين برمىآيد كه ترتيبى كه داده شده بسيار شبيه است ، و شباهتى به كتاب اصلى كروسينسكى ندارد . گذشته از اين ، اگر ابراهيم متفرقه از متن لاتين كتاب كروسينسكى استفاده كرده است ، چه لزومى داشت بعدا از متن تركى ترجمهاى به زبان لاتين به عمل آيد ؟ بنابراين ظن قوى مىرود كه ابراهيم از كتاب دوسرسو استفاده كرده است .
ابراهيم در ترجمهء اين كتاب چند اشتباه را تصحيح نمود و با عدهاى ايرانى مقيم قسطنطنيه در موارد لزوم مشورت كرد و ترجمهء كتاب را در اول ذى الحجه 1141 ( 28 ژوئن 1729 ) به پايان رسانيد و آن را دو ماه بعد در اول صفر ( 26 اوت ) تحت عنوان تاريخ سياح در بيان ظهور افغانيان
هامش
( 1 )Account of the Kingdom of Caubul ( London , 1815 ) , p . 436 .. ( 2 ) . - فهرستهاى كتابهايى كه دربارهء كروسينسكى و دوسرسو نوشته شده است ، فراهم آورده زومرفوگل( Sommervogel )، اشترابخر( Estreicher )، كربوت( Korbut )بابينگر( Babinger )، و يلسون و ديگران( Stambuler Buchwesen in 18 . Jahrhundert , Leipzig , 1919 )بعضى از اين دانشمندان به غلط كتاب كلوستر را( Claustre )تحت عنوان :Histoire de Thamas Kouli - Kan'nouveau roi de Perse , ou Histoire de la dermiere revohution de perse , arrivee en 1732به كروسينسكى و دوسرسو نسبت مىدهند . اين كتاب دو بار در كاتالوگ كتاب خانهء ملى در پاريس ذكر شده است . يكى را به غلط از دوسرسو دانستهاند و ديگرى را به صحت از كلوستر ذكر كردهاند . از تاريخ كتاب به خوبى برمىآيد كه مؤلف آن دوسرسو نبوده است .