تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
متكى بر خاطرات و قسمتى كه بر آن اضافه شده و از مجلات به دست آمده است بايد فرق گذاشت . چاپ اول اثر دوسرسو در دو جلد در لاهه ، در 1728 ، منتشر شد . « 1 » مسلما ترتيبى كه دوسرسو به كتاب كروسينسكى داد منطقىتر بود و چون در نويسندگى دست داشت ، احتمالا سبك ترجمهء او از سبك ترجمهء بشون بهتر بود . طبعا در اين كتاب اشتباهاتى ديده مىشود . در اين مورد اشكالى پيش‌رو داريم ، يعنى چون متن اصلى كتاب كروسينسكى و ترجمهء بشون گم شده است ، معلوم نيست اين اشتباهات از دوسرسو سر زده است يا كروسينسكى . مع‌الوصف ، در بعضى موارد حدس ما صايب است . مثلا ، در مورد قضيهء جعلى غلبهء لطفعليخان بر محمود در سال 1720 ، اشتباه از طرف كروسينسكى است ، زيرا دو سرسو صريحا مىگويد كه خود نكته‌اى علاوه بر آنچه در خاطرات وجود داشت به آن نيفزوده است . همين موضوع دربارهء مطلبى كه در صفحهء 255 جلد دوم نوشته شده است صدق مىكند ؛ يعنى صفى ميرزا به عنوان ارشد فرزندان شاه سلطان حسين معرفى شده است ، در صورتى كه وى فرزند دوم بود . در اينجا نيز تقصير از كروسينسكى است و نه از طرف ناشر او . در صفحهء 62 جلد دوم كتاب دوسرسو نوشته شده است : « محمد والى در حويزه ، كه قسمتى از عربستان و متعلق به ايران بود ، حكم‌روايى مىكرد . ايالات او كه بسيار وسيع است ، تا ايالت افغان‌هاى هزاره ادامه دارد . . . » در اينجا كلمهء
Machomet
را به جاى محمد آورده است ، ولى همان‌طور كه از منابع ديگر مىدانيم ، والى عربستان در آن عهد شخصى بود به نام عبد الله كه به جاى برادر خود محمد نشسته بود ( عربستان به خوزستان فعلى اطلاق مىشد و كلمهء عربى كه دوسرسو نوشته است به معنى شبه جزيرهء عربستان به كار مىرفته ) . ظاهرا كروسينسكى نام اين دو نفر را با يكديگر اشتباه كرده است . وى در كتابى كه در 1740 نوشت ، والى را سيد فرج الله معرفى كرد كه پدر عبد الله ، و بنابراين پدر بزرگ محمد ، بود . دوسرسو املاى حويزه را
Hacvuza
نوشته است و در جاى ديگر نزديك تلفظ اصلى شده است . « 2 » اين نكات البته جزئى است ، ولى اشتباه مهم اين است كه عربستان را مجاور ايالت افغان‌هاى هزاره مىداند . اين اشتباه نبايد از طرف كروسينسكى سر زده باشد . مع الوصف ، نبايد به اين قبيل اشتباهات زياد اهميت داد و بايد تناسب را در نظر گرفت . به اين ترتيب ، مىبينيم كه جنبه‌هاى خوب كتاب بر معايب آن بسيار مىچربد . در مورد دوسرسو بايد گفت كه چون هيچ زبان شرقى نمىدانست ، معذور است . گذشته از اين ، تا وقتى كه شروع به مطالعهء خاطرات كروسينسكى كرد ، تقريبا هيچ اطلاعى از تاريخ ايران نداشت . عقيدهء الفين
هامش
( 1 ) . عنوان اين كتابHistoire de la Demiere Revolution de Perseاست . ( 2 ) . در ص 62 ، ج 2 ، كروسينسكى اين محل راHavuzaeذكر مىكند .