تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
بارناباس فدلى ، اسقف اصفهان ، چندى قبل از آن سه نامه از پاپ كلمنت يازدهم « 1 » و همچنين نامه‌هايى از امپراتور و لويى چهاردهم دريافت داشته و مأمور شده بود كه به دولت ايران شكايت كند كه ارامنهء « رافضى » در تفليس و گنجه به زجر و آزار هيئت مبلغان كبوشى پرداخته‌اند . مسلما به همين علت بود كه اسقف مذكور كه از تبحر كروسينسكى در زبان‌هاى مختلف آگاهى داشت ، او را به عنوان منشى و مترجم خود منصوب كرد و به تهران فرستاد تا با شاه و درباريان ، كه در اين وقت در اين شهر مقيم بودند ، مذاكراتى را دربارهء موضوع فوق شروع كند . كروسينسكى اين مأموريت را به خوبى انجام داد و در اوايل دسامبر 1720 ، اندكى قبل از عزل فتحعليخان داغستانى اعتماد الدوله ، به اصفهان بازگشت . بعدا مجبور شد سفر ديگرى به عمل آرد ، ولى تاريخ آن ذكر نشده است . در آوريل 1721 شاه و درباريان به اصفهان بازگشتند ، و از آن به بعد كروسينسكى مكرر با آنها در تماس بود . اگر چه وى نفوذ و قدرت رافائل دومانس را نداشت ، ولى تماس او با دربار ايران باعث شد كه از آنچه در اين كشور روى مىداد اطلاع حاصل كند . از معلوماتى كه در اين مورد كسب كرد ، ضمن نوشتن خاطرات خود استفاده برد . در ايامى كه محمود براى بار دوم به ايران حمله آورد ، كروسينسكى در اصفهان بود و تا اواخر محاصره در اين شهر ماند و بعد از محمود اجازهء مخصوص گرفت تا به جلفا برود . اين اجازه از آن لحاظ به او داده شد كه كشيشى يسوعى كه در جلفا به جا مانده بود ( اسم او ظاهرا ذكر نشده است ) توانسته بود با داروهاى مربوط به بيطارى يكى از رؤساى افاغنه را كه طبيبان افغانى در معالجه‌اش فرو مانده بودند بهبودى بخشد . كشيش مزبور به بيمار قدرشناس خود گفته بود كه كروسينسكى در مسائل پزشكى از او ماهرتر است و در نتيجه محمود به او اجازه داد به جلفا برود . « 2 » كروسينسكى در دربار محمود جاه و عزتى يافت و مثل دو سال آخر سلطنت شاه سلطان حسين با درباريان تماس نزديك داشت . در ايام بيمارى محمود ، كروسينسكى در اصفهان بود و شرحى كه وى راجع به خواندن « انجيل سرخ » بر بالين محمود مىنويسد ، با وجود استهزاى ولتر ، صحت دارد . « 3 » كروسينسكى در اوايل ژوئن 1725 ، يعنى چند هفته بعد از بر تخت نشستن اشرف ، از اصفهان عازم سفر اروپا شد و به همراهى عبد العزيز ، قاطرچى سابق كه از طرف اشرف به سفارت تركيه منصوب شده بود ، به سوى اين كشور حركت كرد . چنان كه سابقا ذكر شد ،
هامش
( 1 ) . براى ترجمهء انگليسى اين نامه‌ها ، -A Chronicle of the Camelites , vo 1 . l , pp 554 - 6( 2 ) . صفحاتVI - IXاز مقدمه‌اى كه دو سرسو بر خاطرات كروسينسكى تحت عنوان :Histoire de la Demiere Revolution de Perse ( the Hague , 1728 )نوشته است . ( 3 ) . اواخر فصل شانزدهم .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 454 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى