در ده جلد انتشار يافت كه سه جلد آخر آن شامل تاريخ رضا قلى خان تا عصر خود اوست . اين ده جلد ميان سنوات 1270 و 1274 ( 1853 - 1856 ) انتشار يافت .
جلد هشتم اين اثر شامل شرح وقايع 1694 تا 1730 است . بدبختانه صفحات اين جلد داراى شماره نيست و به اين ترتيب نمىتوان به آنها اشاره كرد .
نكتهء قابل توجه اين است كه رضا قلى خان ضمن شرح انحطاط و انقراض سلسلهء صفويه ، تأسيس ، ترقى ، انحطاط و انقراض سلسلهها را با تولد ، رشد ، پيرى و مرگ بشر مقايسه مىكند ، « 1 » و اين موضوع را قبل از اوزوالد اشپنگلر ذكر كرده است كه تمدنها را با موجودات جان دار به همان استدلال رضا قلى خان مقايسه مىكند .
رضا قلى خان در ذكر وقايع به نقل از ميرزا مهدى و ساير مورخان گذشته مىپردازد ولى آنها را به طور خلاصه شرح مىدهد . در استفاده از مطالب او بايد دقت كرد ، زيرا اشتباهاتى از لحاظ تاريخى در آن ديده مىشود ، مثلا قضيهء مأموريت اسماعيل بيگ به سن پطرزبورگ و اشغال گيلان توسط روسها به درستى ذكر نشده است .
وقتى به قضيهء مرگ فتحعليخان قاجار مىرسيم ، مىبينيم همانطور كه انتظار مىرود ، رضا قلى خان نادر را مسئول مشوب كردن ذهن طهماسب عليه رئيس طايفهء قاجار مىداند .
شرحى كه رضا قلى خان دربارهء وقايع بعدى تا آخر دورهء تسلط افغانها مىدهد احتياج به تفسير ندارد جز اين كه گاهگاهى سالها اشتباها ذكر شده است . شفر مىنويسد كه رضا قلى خان براى تحقيق در حوادث از بهترين منابع استفاده كرده و توانسته است آثارى را مطالعه كند كه به اروپا نرسيده است . « 2 »
از طرف ديگر ، اگر چه وى مسلما به بهترين منابع رجوع كرده است ، ولى نتوانسته است لااقل در همين قسمت از اثر خود به بهترين وجهى از آنها استفاده كند .
9 - منابع مختلف
از ميان تاريخهايى كه مربوط به نواحى خاصى است مىتوان از فارسنامهء ناصرى ، تأليف حسن بن حسن فسايى ، و تاريخ پانصد سالهء خوزستان ، اثر سيد احمد كسروى استفاده كرد .
چاپ سنگى كتاب فسايى ( كه مانند دنبالهء روضة الصفا توسط رضا قلى خان ، به احترام ناصر الدين شاه ، « ناصرى » ناميده شد ) در دست است . تاريخ چاپ آن 1896 است ، يعنى يك سال قبل از كشته شدن آن پادشاه . اين كتاب هم داراى جنبهء جغرافيايى و تاريخى است و اگر چه
هامش
( 1 ) . - ص 20 .
( 2 )Relation de l'Ambassade au Kharezm de Riza Quly Khan traduite et annotee par Charles Schefer . Paris , 1879 ) p . 20 .