در بالا ذكر كرديم براى تأليف كتاب اين شخص در اختيار او گذاشت ، بلكه به بسيارى از پرسشهاى او پاسخ داد . اين كه ژوزف به مورخ فرانسوى كمكهاى زيادى كرد از كتاب شخص اخير به ثبوت مىرسد . در واقع كلراك از كمالات و فضايل ژوزف بسيار تعريف مىكند ، چنان كه در اين قسمت از كتاب او به نام تاريخ پيداست : « 1 »
« اين مرد گرجى كه قبل از محاصرهء اصفهان و در طى آن مترجم كنسول فرانسه در اين شهر بوده است ، گذشته از آن كه اغلب زبانهاى اروپايى و شرقى را مىداند ، حافظهاى قوى و هوشى سريع الانتقال و درست ، و تبحّر فراوانى در تاريخ و جغرافيا دارد . »
ژوزف گذشته از آن كه اين همه اطلاعات دست اول در اختيار دولتهاى فرانسه و تركيه و افرادى نظير گيلاننتس و كلراك گذاشت ، به كروسينسكى كمكهاى مؤثرى كرد . « 2 » بنابراين ، بايد او را يكى از مهمترين مراجع تاريخ آن زمان دانست . ژوزف ، مانند كروسينسكى ، گاهى اشتباهاتى كرده است ، مانند اين كه برادر و جانشين ميرويس را ، كه عبد العزيز بود ، مير عبد الله دانسته و به اين ترتيب كلراك ( و بنابر اين هنوى ) و بعضى از نويسندگان متأخر را گم راه كرده است . « 3 » ولى با در نظر گرفتن اطلاعات دقيق و مفيدى كه ژوزف به نويسندگان داده است ، چنين اشتباهاتى اهميت ندارد .
معلوم نيست عاقبت چه بر سر ژوزف آمد . احتمال دارد كه تا پايان عمر در قسطنطنيه مانده باشد و شايد هم براى كمك كردن به برادران گاردان به اصفهان باز گشته باشد ، زيرا وقتى كه فرانسوا و برادر عليلش در ماه مارس 1730 به پاريس بازگشتند ، فرانسوا اظهار داشت كه كشيشى از فرقهء كبوشى و مترجمى گرجى را در خانهء كنسول به جا نهادهاند . « 4 »
قابل توجه است كه يكى از مورخان گرجى ، به نام گاباش ويلى ، مقالهاى در سال 1955 دربارهء ژوزف نوشته است : « 5 »
نظر به اين كه گاباش ويلى اثر گيلاننتس را نخوانده است ، ژوزف را گرجى مىداند .
ولى به آثار بعضى از مورخان مانند كلراك ، پروفسور واير و دكتر م . د . لنگ مراجعه كرده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . جلد اول ، ص 71 .
( 2 ) . داندره زل( D'Andrezel )، در گزارشى كه در 15 اكتبر 1725 به پاريس فرستاد چنين نوشت : « به عقيدهء من اين ژوزف مؤلف سرگذشتى به زبانهاى گرجى و ايتاليايى در آن عهد است كه كروسينسكى بى آن كه آنها را بهتر بشناساند از آنها غالبا سخن به ميان مىآورد . » .
( 3 ) . - ترجمهء پروفسور واير ، همان كتاب ، ص 486 ؛ و كلراك ، جلد اول ، صفحات 99 و 106 .
( 4 ) . بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد هفتم ، ورقa100 .
( 5 ) . براى دستيابى به اين مقاله - نام اين شخص در فهرست مآخذ كتاب .
( 6 ) . در اثر لطف دكتر لنگ( Lang )بود كه توانستم به مقالهء گاباش ويلى اشاره كنم .