تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
وقايعى را كه در كشورش در آن ايام پر آشوب رخ مىداد مشاهده كند . خاطرات او ، به استثناى مواردى كه مربوط به امور نظامى است ، بسيار ارزش دارد . « 1 » سرجان ملكم ، در چند مورد در كتاب خود به نام تاريخ ايران مطالبى از احوال نقل قول كرد و مخصوصا در فصلى كه مربوط به سلطنت محمود و اشرف است خود را مديون حزين مىداند . « 2 » حزين از وزراى طهماسب و درباريان او به شدت انتقاد مىكرد ، و اگر چه طرف‌دار با وفاى سلسلهء صفويه بود ، ولى به هيچ وجه از معايب شاه سلطان حسين و فرزندش طهماسب غافل نبود . دربارهء اشاراتى كه حزين به ادباى عصر خود مىكند شرح مختصرى داديم . پروفسور براون در اين مورد نوشته است : « شرح حال دانشمندان و ادباى معاصر كه بسيارى از آنها در محاصرهء اصفهان در 1722 ميلادى از بين رفتند و حزين شخصا با آنها آشنايى داشت ، يكى از قسمت‌هاى بسيار جالب كتاب او به شمار مىرود . » « 3 » چنان كه گفتيم ، اگر چه حزين غالبا با مجتهدان زمان خود رفت و آمد داشت ، هرگز در عقايد مذهبى و فلسفى خود تحت تاثير افكار آنها قرار نگرفت و هميشه خالى از تعصب بود . سرويليام آوزلى ، در مقدمه‌اى كه بر ترجمهء قسمتى از احوال مىنويسد ، راجع به او چنين مىگويد : « در امور مذهبى ، با وجود علاقه به مذهبى كه داشت ، به مراتب از نويسندگانى كه با آثار آنها آشنا هستم كم تر متعصب بود و اين موضوع از ستايشى كه از بعضى از موبدهاى دانشمند و خوش خو مىكند به خوبى پيداست . در تمجيد كسانى كه شايستگى آن را داشتند ، از هر فرقه و ملتى كه بودند ، هرگز كوتاهى نمىكرد . » « 4 » چند سال بعد ، سرويليام از حزين چنين تعريف مىكند : « . . . در ميان صدها نويسندهء مسلمان كه آثار آنها را مطالعه كرده‌ام ، او از اشخاص معدودى است كه شايستگى لقب روشن فكر را دارد . » « 5 » ترجمهء قسمت‌هايى از احوال ( شامل متن فارسى ) در سال 1798 انتشار يافت . سى و دو سال بعد ، بلفور ترجمهء كاملى از آن تهيه كرد و سال بعد ( 1831 ) جلد ديگرى كه شامل متن فارسى بود انتشار داد . در سال 1311 ( 1893 - 1894 ) متن فارسى دوباره در كاون پور منتشر شد و شامل كليات حزين بود كه 1032 صفحه داشت . تازه‌ترين كتاب دربارهء حزين ، به نام محمد على حزين ، زندگى و آثار او ، توسط سرفراز خان ختاك در لاهور ، به سال 1944 ، انتشار يافته است .
هامش
( 1 ) . نويمن درPersien seit dem Niedergang der Sefi , p . 454احوال را منبعى ذى قيمت مىداند و مىنويسد كه حزين مرد شريف و بزرگى بود و مردم او را دوست مىداشتند . ( 2 )A History of Persia , vo 1 . II , p . 42 n. ( 3 )Persian Literature in Modem Times , p . 281. ( 4 )Oriental Studies ( London , 1798 ) , p . 37. ( 5 )Travels , vo 1 . I , p . 416 ..
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 442 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى