جاه طلبانهاش خنثى شد . اين قسمت از مطالب محمد محسن بسيار جالب توجه است . وى بر خلاف ميرزا مهدى نشان مىدهد كه رئيس طايفهء قاجار مكاتبات خيانت آميزى با ملك محمود سيستانى آغاز كرد و آنچه نويسنده در اين باره مىنويسد با شهادت بىطرفانهء سيمون آورامف تاييد مىشود .
محمد محسن سقوط مشهد را نتيجهء خيانت سردار ملك محمود مىداند ، و مىنويسد كه وزراى طهماسب اين پادشاه را با اظهارات بىاساس خود از نادر بيگانه كردند . از نوشتههاى نويسندگان آن زمان ، مانند آورامف ، ضعف طهماسب و وجود متملقان و توطئهگران در اطراف او به خوبى معلوم مىشود ؛ و پيداست كه محمد محسن در بيان اين مطلب حقيقت مىگويد و براى ارضاى نادر نمىنويسد .
اگر چه عيب كتاب بىنظمى و تكرار بعضى مطالب و ذكر سنوات غلط است ، « 1 » ولى روى هم رفته بدون ترديد اين كتاب مهمترين منبع ايرانى راجع به اين دوره به شمار مىآيد .
2 - شيخ محمد على حزين
شيخ محمد على حزين بن ابى طالب در اصفهان ، در تاريخ 27 ربيع الثانى 1103 ، متولد شد .
چنان كه خود مىنويسد ، « 2 » از اخلاف تاج الدين ابراهيم زاهد گيلانى است كه پير شيخ صفى معروف بوده است . جد بزرگ و پدر بزرگ و پدرش همگى عالم بودهاند و او نيز در عنفوان شباب شوق و ذوقى براى آموختن نشان داد .
محمد على در كودكى چند بار به خدمت مجتهد بزرگ محمد باقر مجلسى برده شد و در سالهاى بعد خود غالب اوقات مصاحب ساير علماى شيعه بود ، ولى هرگز تحت تأثير افكار تعصب آميز آنها قرار نگرفت .
در سال 1715 ، پدرش در بستر مرگ به فرزند گفت : « در اصفهان اگر توانى زياده توقف مكن كه شايد از ما كسى باقى ماند . » « 3 » در آن ايام كسى به اين گفته وقعى ننهاد ، و محمد على و ساير اعضاى خانواده هفت سال بعد وقتى محاصره شروع شد ، هنوز در اصفهان بودند . همگى به استثناى محمد على از بين رفتند و چيزى نمانده بود كه خود او نيز تلف شود . پس از آن كه به اندازهء كافى بهبودى يافت ، سه روز قبل از سقوط شهر از آنجا گريخت .
حزين « 4 » قبل از حملهء افغانها به شعر گفتن پرداخته بود ، ولى گرفتارىهايى كه پيش آمد او را مجبور كرد تا استقرار آرامش دست از چنين فعاليتى بردارد .
هامش
( 1 ) . شايد بعضى از اين اغلاط از استنساخ كنندگان ناشى شده باشد .
( 2 ) . - ترجمهء انگليسى احوال ، به قلم بلفور. ( Belfour )( 3 ) . همان كتاب ، ص 14 .
( 4 ) . « حزين » تخلص او بود .