انجام دادهاند ؛ و تجارت هلندىها با ايران نيز منافع زيادى به اين كشور مىرساند ، و همچنين به پرتغالىها امتيازات مخصوصى داده شده است ، زيرا هرمز را به ايران واگذاشتهاند ؛ و فرانسوىها اگر چه دوستان جديد ايرانىها هستند ، ولى خدمتى به آنها انجام ندادهاند . شايد در اين مورد بود كه ميشل شفاها قول داد كه ترتيبى براى رسانيدن كمك فرانسوىها عليه اعراب مسقط از راه دريا بدهد . سپس مذاكرات مفصلى دربارهء حقوق گمركى كه فرانسوىها بايد بپردازند صورت گرفت .
ابتدا نمايندهء ايران تقاضاى دريافت ده درصد حقوق گمركى بر كالاهاى وارداتى و صادراتى كرد و سه درصد هم به عنوان راه دارى به آن افزود ولى بعد تخفيفى داد . ميشل اين موضوع را قبول نداشت و مىگفت چرا انگليسىها هيچ نمىپردازند ولى چون ديد كه براى خدمت به هيئتهاى مبلغين كاتوليك بايد در مورد تجارت سختگيرى نكند ، ناچار پذيرفت كه سه درصد حقوق گمركى به صادرات و واردات فرانسوى تعلق گيرد ، ولى اصرار كرد كه بازرگانان فرانسوى تا شش سال از پرداخت آن معاف باشند تا ببينند چه پيش مىآيد . شاه به اين شرط با اين پيش نهاد موافقت كرد كه دورهء معافيت به پنج سال محدود شود . پس از رفع اين اشكال ، دشوارى ديگرى در پيش نبود . در اين وقت ، انگليسىها و هلندىها و پرتغالىها شاه را تهديد كردند كه در صورت انعقاد عهد نامه ، سواحل ايران را مورد حمله قرار خواهند داد . در آن حال ، به وزرا نيز رشوه دادند . « 1 » شاه چنان مضطرب شد كه نزديك بود از بستن عهدنامه خوددارى كند . ميشل هم شتابان به نزد وزرا رفت و در عوض تغييرات جزئى به نفع ايران ، موفق شد عهد نامه را به تصويب شاه برساند . احساسات ميشل را در اين مورد مىتوان از خاطرات او درك كرد . مىنويسد :
« هنگامى كه در دربارى هستيد كه از خارجىها مىترسد و اوضاع درستى ندارد و مذاكرات شما به ضرر بيگانگانى تمام مىشود كه بيش از صد سال است در اين كشور مستقر شدهاند و براى شكست شما مبالغ گزافى صرف مىكنند ، آنگاه دچار حيرت و سرگردانى مىشويد . اگر چه مشكل است تصور كرد كه در چنين احوالى سفير با چه اشكالاتى مواجه است ، ولى مىتوانم بگويم كه عهدنامهاى كه به تصويب پادشاه ايران رساندهام بهترين عهدنامه است . اين مدرك در چهاردهم ماه به دست من رسيد و من آن را در اين خاطرات گذاشتهام . » « 2 »
سپس ميشل متن فرانسوى عهدنامه را ذكر مىكند و ظاهرا كشيش كار مليت ، بزل پيروسنت چارلز ، كه در زبانهاى شرقى تبحر داشت آن را به فرانسه ترجمه كرده است . « 3 » معلوم نيست اين
هامش
( 1 ) . قول ميشل چنين است و ممكن است صحت داشته باشد . -Memoire pp . 172 - 3( 2 )Michel , op . cit . pp . 173 - 4.
( 3 ) . همان كتاب ، صفحات 181 - 199 ترجمهء ديگرى از اين عهد نامه اثر پتى دولاكروا ، مورخ 8 مارس 1710 ، در بايگانى وزارت امور خارجه فرانسه است ، جلد دوم ، اوراق 35 - 40 . از پادرى نيز ترجمه ديگرى تحت عنوان