لحاظ تجارى نقايصى داشت . در واقع خود ميشل هم اعتراف مىكرد كه براى امضاى عهدنامه و اعطاى امتيازات در مسائل مذهبى ، لازم بود در مورد كسب امتيازات تجارى تا حدى كوتاه بيايد .
نقص اول آن كه اين عهد نامه فرانسوىها را با رقباى انگليسى و هلندى آنها كه هيچ گونه حقوق گمركى نمىپرداختند مساوى نمىدانست . دوم آن كه محدوديتهايى بر مقدار امتعهء فرانسوى قايل بود . بنابراين ، اگر چه ميشل حق داشت از خود راضى باشد ، « 1 » ولى اين كه عهد نامهء مذكور را « بهترين عهد نامهها » مىنامد راه اغراق مىپيمايد . « 2 »
چندى قبل از امضاى عهد نامه ، ميشل فرامينى به دست آورد كه امتيازات بيشترى به مبلغان مذهبى مىداد . يكى از اين فرامين خطاب به وختانگ ، نايب السلطنهء گرجستان و كارتلى ، بود « 3 » و در آن به وى امر شده بود كه مبلغان مذهبى فرانسوى را از اذيت و آزار محافظت كند . فرامين مشابهى خطاب به خانهاى شماخى و تبريز صادر شد . فرمان ديگرى كه در 22 سپتامبر صادر گرديد مبلغان مذهبى را از پرداخت ماليات بر آبهاى جارى معاف مىداشت .
ميشل پس از انجام اين وظيفه مورد ستايش و تكريم شاه و وزراى او واقع شد و چون شاه شنيده بود كه وى مايل است قدرى موميا به دست آرد ، ( اين ماده در ايران به علت خاصيت شفا بخشى كه مىگفتند دارد ، بسيار اهميت داشت ) « 4 » مقدارى از آن را در جعبهء نقرهاى برايش فرستاد . همچنين يك دست زره و اسبى با لگام طلايى و خلعتى فاخر به او هديه كرد . « 5 »
در 23 سپتامبر ، ميشل از شاه رخصت بازگشت گرفت ولى يك ماه بعد حركت كرد . در چهار منزلى شمال پاى تخت ، به اسرائيل اورى ارمنى كه مأموريت او را در فصل پنجم شرح داديم برخورد . اورى كه ملازمان زيادى داشت ، پنجاه اسب به نزد او فرستاد و تقاضاى ملاقات كرد ولى چون ميشل شنيده بود كه اورى در ظلم و ستمى كه به كاتوليكها در شماخى شده بود دست داشت ، حاضر به ديدن او نشد و قاصدى به نزد اعتماد الدوله فرستاده پيغام داد كه اورى مقاصد شومى دارد . « 6 »
ميشل پس از عبور از ايروان و ارزنةالروم و قسطنطنيه ، در سوم اوت 1709 به فرانسه رسيد و بعد از شركت در محاكمهء مارى پتى « 7 » از فرانسه خارج شد تا به عنوان سر كنسول به تونس برود .
وى تا پايان عمر خود ( 1720 ) متصدى اين مقام بود .
هامش
( 1 ) . دوفريول در نامهء مورخ 3 فوريه 1709 خطاب به ژوان كور ،( COrrespoNdance , p . 357 )مىنويسد كه به نظر من اگر راه ميان فرانسه و ايران باز بود ، اين عهد نامه خيلى مفيد بود .
( 2 )Memoire . p . 174.
( 3 ) . همان كتاب ، ص 167 وختانگ در آن وقت والى گرجستان بود ، و در سال 1711 پادشاه كارتيل شد .
( 4 ) . براى شرح اين ماده ، - مقالهام در مجلهء .Revue Petrolifere ( Paris , 1938 ) , nos . 810 , 811( 5 )Michel , Memoire , p . 210 - 11.
( 6 )Michel , Memoire , P . 165.
( 7 ) . - مقالهام درThe Asiatic Review , July , 1946 , p . 6.